تبلیغات
نمین Namin

به همه عاشقانه نگاه کنید...

سه شنبه 30 تیر 1394 07:55 ب.ظنویسنده : میر کریم حسینی نژاد نمین

 

در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تامل برانگیزی به صورت شعر درباره ی جوان عاشقی ست که به عشق دیدن معشوقه اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می رفته و سحرگاهان باز میگشته و تلاطم ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی کرد .
دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار میدادند و او را از این سرزنش میکردند . اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آن ها نمیداد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می آورد که تمام سختی ها و ناملایمات را بجان میخرید .
شبی از شبها جوان عاشق مثل تمامی شب ها از دریا گذشت و به معشوق رسید .
همینکه معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید ;
چرا این چنین خالی در چهره ی خود داری !!!
معشوقه او گفت ؛ این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشده ای .
جوان عاشق گفت ؛ خیر ، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم .
لحظه ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسد . چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است; ؟
معشوقه ی او گفت ؛ این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهره ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی ست و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی .
جوان عاشق میگوید ؛ خیر ، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم .
لحظه ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید ; چه بر سر دندان پیشین تو آمده !!! گویی شکسته است .
و معشوقه او جواب میدهد ؛ شکستگی دندان پیشین من از اتفاقی در دوران کودکی ام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمیدانم چرا متوجه نشده بودی !!!!
جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می دهد .
آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقه اش می بیند و بازگو میکند و معشوقه نیز همان جواب ها را می گوید .
به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر میرسانند و مثل تمام سحر های پیشیین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی میکند تا از مسیر دریا باز گردد .
معشوقه اش می گوید ; اینبار باز نگرد ، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی ست !!!
جوان عاشق با لبخندی می گوید ; دریا از این خروشانتر بوده و من آمده ام ، این تلاطم ها نمیتواند مانع من شود .
معشوقه اش می گوید ؛ آن زمان که دریا طوفانی بود و می آمدی ... عاشق بودی ... و این عشق نمی گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد . اما دیشب بخاطر هوس آمدی ، به همین خاطر تمام بدی ها و ایرادات من را دیدی . از تو درخواست میکنم برنگردی ، زیرا در دریا غرق می شوی .
جوان عاشق قبول نمیکند و باز میگردد و در دریا غرق میشود ....
مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر می پردازد .
مولانا میگوید ; تمام زندگی شما مانند این داستان است . زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامونتان شکل میدهد . اگر نگاهتان ، مانند نگاه یک عاشق باشد ، همه چیز را عاشقانه می بینید . اگر نگاهتان منفی باشد همه چیز را منفی میبینید ، دیگر آدم های خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و نخواهید دید . دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ نخواهد داد و نگاه منفیتان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب را متوجه شوید . اگر نگاه عاشقانه از ذهنتان دور شود تمام بدی ها را خواهید دید و خوبی ها را متوجه نخواهید شد . نگاهتان اگر عاشقانه باشد بدی ها را میتوانید به خوبی تبدیل کنید .
اگر نگاهتان را تغیبر ندهید دیگر نخواهید توانست انسانهای خوب و مثبت در پیرامون زندگی خود پیدا کنید . روز به روز افسرده تر میشوید و لحظه به لحظه در زندگی خود بیشتر ناامید میشوید و در نهایت در دریای پر تلاطم و طوفانی افکار منفی خویش غرق میشوید .
اگر میخواهید در زندگی موفق باشید و به آرامش برسید تنها کافیست نگاه خود را تعییر دهید .
"عاشق باشید و به همه چیز و همه کس عاشقانه نگاه کنید
آخرین ویرایش: سه شنبه 30 تیر 1394 07:56 ب.ظ

 

جلوگیری از افزایش قند خون با مصرف پروتئین بیشتر در صبحانه

سه شنبه 30 تیر 1394 06:18 ب.ظنویسنده : میر کریم حسینی نژاد نمین

 

افرادی که دیابت نوع ۲ دارند و در تنظیم سطح قند خون خود، به خصوص پس از صرف وعده های غذایی، دچار مشکل می شوند، می توانند با صرف پروتئین بیشتر در وعده صبحانه از بالا رفتن قند خون جلوگیری کنند. طی یک مطالعه جدید،محققان دانشگاه میسوری دریافتند که افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ […]

افرادی که دیابت نوع ۲ دارند و در تنظیم سطح قند خون خود، به خصوص پس از صرف وعده های غذایی، دچار مشکل می شوند، می توانند با صرف پروتئین بیشتر در وعده صبحانه از بالا رفتن قند خون جلوگیری کنند.

طی یک مطالعه جدید،محققان دانشگاه میسوری دریافتند که افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ می توانند با صرف پروتئین بیشتر در وعده صبحانه خود، از بالا رفتن بیش از حد قند خون بعد از صبحانه و ناهار جلوگیری نمایند.
یکی از محققان دانشگاه میسوری معتقد است که «افراد اغلب تصور می کنند که پاسخ بدن آن ها به افزایش قند خون در هر وعده غذایی، مشابه پاسخ در دیگر وعده ها خواهد بود. این تصور اشتباه است چرا که آن چه مصرف می کنید و زمان خوردن، در شکل گیری پاسخ متفاوت نقش دارد. اگر افرد وعده صبحانه را حذف کنند، پاسخ به افزایش قند خون در وعده ناهار بسیار بالا خواهد بود.»در مطالعه فوق مشخص شد که افرادی که صبحانه مصرف می کنند پاسخ مناسبی را به افزایش قند خون بعد از ناهار تجربه خواهند کرد.

محققان دریافتند که مصرف پروتئین بیشتر در وعده صبحانه سطح قند خون بعد از مصرف غذا را در افراد پایین می آورد. سطح انسولین پس از وعده ناهار نسبتاً افزایش می یابد که نشاندهنده کارکرد درست بدن افراد برای تنظیم سطح قند خون است.

یکی از محققان این مطالعه می گوید: «اولین وعده غذایی روزانه از آن جهت تاثیر مهمی در حفظ کنترل پاسخ گلیسمی در وعده های دیگر دارد که منجر به بهبود کنترل سطح قند خون در بقیه وعده ها می شود. خوردن صبحانه باعث فعال شدن سلول ها به منظور افزایش غلظت انسولین در وعده غذایی دوم می شود و این نشان دهنده عملکرد درست بدن در تنظیم سطح قند خون است. با این حال، افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ باید بدانند که غذاهای مختلف تاثیرات متفاوتی بر آن ها خواهند داشت.»

علاوه بر این تاثیر اولین وعده غذایی، بسته به نوع فعالیت فیزیکی و فاصله بین وعده ها، متفاوت خواهد بود.

مصرف زیاد پروتئین با این که برای افرادی که قند خون بالا دارند مفید است ولی مصرف بیش از حد آن باعث افزایش فواید آن نمی شود.

محققان می گویند: «براساس برآورد سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA)، مصرف روزانه ۲۵ الی ۳۰ گرم پروتئین برای صبحانه برای تنظیم قند خون مناسب است.»

منبع : مهر

آخرین ویرایش: سه شنبه 30 تیر 1394 06:20 ب.ظ

 

نماز مجنون

دوشنبه 29 تیر 1394 07:00 ب.ظنویسنده : میر کریم حسینی نژاد نمین

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام اَلَستَش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پُر ز لیلا شد دلِ پُر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وَندَر این بازی شکستم داده ای

نِشتَر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست ، آنم می زنی

خسته ام زین عشق ، دل خونم مکن
من که مجنونم ، تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ، من نیستم

گفت: ای دیوانه ، لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا ، نشد
گفتم عاقل می شوی ، اما نشد

سوختم در حسرت یک یا رَبَت
غیر لیلا بر نیامد از لَبت

روز و شب او را صدا کردی ، ولی
دیدم امشب با منی ، گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
آخرین ویرایش: - -

 

روی تو

دوشنبه 29 تیر 1394 06:59 ب.ظنویسنده : میر کریم حسینی نژاد نمین

 
دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است
هر چه جز معشوق باشد پرده ی بیگانگی است
بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است
غنچه را باد صبا از پوست می‌آرد برون
بی‌نسیم شوق، پیراهن دریدن مشکل است
ماتم فرهاد،کوه بیستون را سرمه داد
بی هم‌آوازی نفس از دل کشیدن مشکل است
هر سر موی تو را با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی، از خود بریدن مشکل است
در جوانی توبه کن تا از ندامت برخوری
نیست چون دندان، لب خود را گزیدن مشکل است
تا نگردد جذبه ی توفیق «صائب» دستگیر
از گل تعمیر، پای خود کشیدن مشکل است

آخرین ویرایش: دوشنبه 29 تیر 1394 07:00 ب.ظ

 

شعری از وحشی بافقی

دوشنبه 29 تیر 1394 06:55 ب.ظنویسنده : میر کریم حسینی نژاد نمین

 

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم،رمیدیم
نام تو که باغ اِرَم و روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم،ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم،نچیدیم
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

وحشی بافقی


آخرین ویرایش: دوشنبه 29 تیر 1394 06:58 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 207 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...