شیخ بهائی دانشمند نامدار شیعه
جمعه 5 خرداد 1391 10:11 ق.ظبهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهائی دانشمند نامدار شیعی قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانشهای مختلف تبحر داشت و در حدود ۹۵ کتاب و رساله به زبانهای عربی و فارسی از او بر جای مانده است.
سازمان یونسکو نیز سال ۲۰۰۹ میلادی را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد.

شیخ بهایی در بعلبک لبنان متولد شد و ۱۳ ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه طهماسب صفوی از سویی دیگر ، از منطقه جبل عامل به سوی ایران رهسپار گردید و چون به شهر قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند و در آن سکنا گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد.
دولت صفویه اولین دولتی بود كه در كشور ایران مذهب شیعه دوازده امامی را به عنوان مذهب رسمی كشور برگزید و دانشمندان و علمای بزرگ شیعه در این زمان توانستند منشا خدمات و كارهای بزرگی در تاریخ باشند.
۱۴ سال بعد از هجرت خانواده شیخ بهایی به ایران وقتی پدر شیخ برای زیارت خانه خدا از قزوین خارج شد در بحرین درگذشت اما اقامت شیخ بهایی درقزوین سی سال ادامه یافت تا اینکه در پی انتقال پایتخت صفوی از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخالاسلامی پایتخت دولت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، عباس اول برعهده گرفت.
![]()
تصویری نقاشی شده از شیخ بهایی و ابوالقاسم میرفندرسكی
شیخ بهایی) در مدت ۷۵ سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بودهاست ولی عمده فعالیت سیاسی او در دورهٔ دو پادشاه آخری بوده :
۱-شاه طهماسب (به مدت ۱۸ سال) که پدر شیخ بهایی در زمان او منصب شیخ الاسلامی داشته.
۲-شاه اسماعیل دوم (به مدت یک سال و اندی)
۳- سلطان محمد خدابنده (به مدت ۱۰ سال)
۴-شاه عباس اول (به مدت ۳۵ سال)
شیخ بهایی سفرهایی نیز به مکه ، مصر و شام داشته است .
شیخ بهایی در ریاضی، معماری و مهندسی بسیار مشهور بوده و بسیاری از بناهای معروف دوره صفویه نتیجه تدبیر و طراحی او بوده است. از آن جمله؛
و بناهای کم نظیر اصفهان که معماران در ساخت و ساز آن از همفکری شیخ بهایی بهره مند شده اند، نیز از دیگر کارهای مهندسی آن شیخ اجل است. از جمله؛ 1- کتیبه های مساجد اصفهان 2- پل الله وردی خان (سی وسه پل) 3- پل خواجو 4- چهارباغ 5- میدان نقش جهان 6- مسجد شیخ لطف الله.
ایشان در سال ۱۰۰۰شمسی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیتش پیکر او را به مشهد بردند و در کنار آرامگاه امام رضا (ع) به خاک سپردند.

یكی از اشعار معروف شیخ بهایی (درباره امام زمان) :
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه...
منبع: سایت حوزه
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
شب آرزوها چگونه شبی است؟
چهارشنبه 3 خرداد 1391 07:27 ب.ظپیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شدمابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد میگوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت میپرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیدهام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیدهام. آن زیباروی پاسخ میدهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
لیلهالرغائب است، مراقب آرزوهایت باش
چهارشنبه 3 خرداد 1391 07:26 ب.ظر
اه آسمان، خدا، اجابت، بخشش شاید در نظرت سخت بیاید.طولانی. دست نیافتنی. اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان. می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران آسمان گره بزنی، برای ثانیه ای خدا...
امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخانه برای استقبال می آید.با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...امشب ..لیلة الرغائب ...مراقب آرزوهایت باش...
ضیافت اولین شب جمعه رجب، لیلة الرغائب، خواب خیلی ها و آرزوی مردمان بسیاری را تعبیر کرده. به خیال مردمان بسیاری رنگ واقعیت رسانده.خیلی از مردم برای رسیدن به حاجت های خود دست به دامان این شب می شوند،به ضمانت یک سال انتظار...
تا چند سال پیش خیلی از ما این وعده گاه را نمی شناختیم .وعده گاهی که خدا در آن بردبار است به گناهکار ترین بندگان،وعده گاهی که باید امیدوار تر از پیش باشی به استجابت،آنجا که برای هر چه بخواهی مختاری و خدا به تمام آنچه می گویی شنوا تر از پیش منتظر است...
امشب چه سیاه باشی و چه سپید،هر چه قدر که نا امید،هر چه که بخواهی از خدا ،امیدوار باش به اجابت...
امشب اعانت جستن به فضل و کرمش برای آنکه امید دارد،مباح است...
امشب تمام فرشته ها از ثلث شب که بگذرد در میان کعبه به خدا برای بخشش بندگان روزه دار رجب دعا می کنند...
لیلة الرغائب تو مختاری برای انتخاب آنچه می خواهی،برای داشتن گوشه ای از تقدیری که آرزویش داری، برای آنچه می خواهی باشی...
شاید این شب در آیین های مردم دیگر،در کریسمس، انتظار بودا و روزهای دیگر مردمان دیگر تجلی کوچکی داشته باشد اما مقایسه در رتبه و منزلت،در ارج و بندگی بی حساب پای خودت...
گریزی به اعمال این شب و نیم نگاهی به دعا ها و معانی درد دلت با خدا می ارزد به تجربه حس گوش دادن کسی به تمام آنچه می خواهی ،بیشتر از همیشه و هر روز...می ارزد به یک دل سیر دعا...به لذت گفتن یک طومار آرزو...
امشب می شود خیلی چیزها از خدا خواست. دنیا و آخرت را، ثروت و تملک را ،بندگی،قدرت،گذشت،آرامش و ... خودخودخود خدا را...
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
چهار سخن از امام علی(ع)
جمعه 22 اردیبهشت 1391 04:47 ب.ظ![]()
حضرت علی (ع) فرمودند :
اطـع الله بـقدر حاجـتـك الـیـه به قدر نیاز به خدا ؛ اطاعتش كن
اعص الله بـقدر طاقـتـك علی عقوبته به قدر تحمل عذاب خدا ؛ نافرمانی كن
اعمل لدنیاك بـقدر مـقـامـك فـیـهـا به اندازه عمری كه در دنیا هستی ؛ كوشش كن
اعمل لآخرتـك بـقدر بـقـائـك فـیـهـا به اندازه عمری كه در آخرت خواهی بود ؛ توشه جمع كن
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
بهترین ساعت روز جمعه
جمعه 22 اردیبهشت 1391 04:41 ب.ظ
«زید» شهید از بانوی گرامی اسلام حضرت فاطمه صدیقه علیهاالسلام آورده است که فرمود:
سمعت النّبی یقول: انّ فی الجمعة لساعة لا یوافقها رجل مسلم یسأل الله عز و جل فیها خیراً الاّ اعطاه ایّاها ... .
از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود: در روز جمعه ساعتی است که هیچ مسلمانی هماهنگ با آن ساعت از خدای خویش چیزی را نمیخواهد، جز این که خدا خواستهاش را به او عنایت میکند.
پرسیدم: ای پیامبر خدا! این کدامین ساعت است؟
فرمود: به هنگامی است که نیمی از قرص خورشید در افق نهان شده است.
و خود آن حضرت اینگونه بود که همواره عصر جمعه به یکی از بانوان کارگزار خویش سفارش میکرد که بر پشتبام برو و هنگامی که خورشید به افق مغرب نزدیک شد مرا با خبر ساز تا خدای را در آن ساعت بخوانم و با او به نیایش بنشینم. (1)
پینوشت:
1- دلائل الامامة، ص 5 / معانی الاخبار، ص 399.
منبع:
کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی.
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
موش و سر خدا
جمعه 22 اردیبهشت 1391 04:39 ب.ظروزى، یكى نزد شیخ ابوسعید ابوالخیر آمد و
گفت اى شیخ!آمدهام تا از اسرار حق، چیزى به من بیاموزى . شیخ گفت: بازگرد
تا فردا . آن مرد بازگشت، شیخ بفرمود تا آن روز موشى بگرفتند و در حقه (
جعبه ) بكردند و سر آن محكم ببستند . دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت:اى شیخ
آنچه دیروز وعده كردى، امروز به جاى آرى. شیخ فرمان داد كه آن جعبه را به
وى دهند. سپس گفت: ((مبادا كه سر این حقه باز كنى .))
مرد حقه را برگرفت
و به خانه رفت . در خانه صبر نتوانست كرد و با خود گفت: آیا در این حقه چه
سرى از اسرار خدا است؟ هر چند كوشید نتوانست كه سر حقه باز نكند . چون سر
حقه باز كرد، موشى بیرون جست و برفت . مرد، پیش شیخ آمد و گفت: ((اى شیخ!من
از تو سر خداى تعالىخواستم، تو موشى به من دادى؟!)) شیخ گفت: ((اى
درویش!ما موشى در حقه به تو دادیم، تو پنهان نتوانستى كرد؛ سر خداى را
چگونه با تو بگوییم؟
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
دو داستانک پندآموز
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 08:52 ب.ظیاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچگاه فراموش نشود.
اول: بهترین خبر
روزی "روبرت دو ونسنزو Robert De Vincenzo" گلفباز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی، لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن میشود تا آماده رفتن شود.
پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش میرفت که زنی به وی نزدیک میشود. زن پیروزیاش را تبریک میگوید و سپس عاجزانه میافزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سختی، در شرف مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.
"دو ونسنزو" تحت تأثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا كرد و در حالی که آن را در دست زن میفشرد، گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو میکنم.
یک هفته پس از این واقعه، دو ونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالیرتبه انجمن گلفبازان به میز او نزدیک میشود و میگوید: «هفته گذشته چند نفر از بچههای مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه، با زنی صحبت کردهاید. میخواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و در شرف مرگی ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده است؛ او شما را فریب داده، دوست عزیر!»
دو ونسزو میپرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچهای در میان نبوده است؟
مرد جواب میدهد: بله کاملا همینطور است.
دو ونسزو میگوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.
دوم: ارزش دوست

حکایت اینگونه آغاز میشود که دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو، سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند.
دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود، بدون اینکه حرفی بزند، روی شنهای بیابان نوشت: «امروز بهترین دوست زندگیام سیلی محکمی به صورتم زد.»
آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچهای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیشآمده را فراموش کنند. همچنانکه مشغول شنا بودند، ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود، حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای، وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد.
مرد که خود را از مرگ حتمی نجاتیافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: «امروز بهترین دوست زندگیام مرا از مرگ قطعی نجات داد.» دوستی که او را نجات داده بود، وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید، با شگفتی پرسید: «وقتی به تو سیلی زدم، روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم، روی سنگ حک میکنی؟» مرد پاسخ داد:
«وقتی دوستی تو را آزار میدهد، آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو، آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آن را در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی.»
یاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچگاه فراموش نشود.
ما آمدهایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم، نه به هر قیمتی زندگی کنیم!
نوشته شده توسط: میر کریم حسینی نژاد نمین | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
