تبلیغات
نمین Namin - مشاهیر نمین

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

 از همشهریان محترم نمین و آگاهان معزز استدعا دارم اگر از مشاهیر نمین و آثار آنان مطلبی دارند،  در تکمیل این صفحه بنده ی حقیر را  یاری فرمایند.

v  زندگی نامه میرزا یوسف عبد الهی نمین ملقب به خیاط(بیدل)

 میرزا یوسف عبدالهی نمین از بزرگان علم وادب  و از ادب دوستان خطه ی آذربایجان در بین سال های 1254یا 1255 هجری در شهرستان نمین متولد شدهاست. وی آموزش تحصیلات خود را  ومکتب و قرآن را در نزد خانواده خود تکمیل  آموخته است . تمام دوران زندگی خود را در محل تولد خود گذرانده و شخصی  معتمد  و عالم و مقتدر و مورد احترام اهالی و نیز به عنوان داور و حکم شهیر آنان بوده است. پدر وی مرحوم میرزا بابا متخلص به ( زاهد) از خاندان عبدالله و از شعرای مبرز منطقه بوده که نمونه هایی از آثار  ادبی ایشان نیز باقی است. مادر وی  مرحومه «ام لیلی» با مقسط الرأس  اصلی خانوادگی شهر لنکران از شهرهای بزرگ و تاریخی  جمهوری آذربایجان می باشد.

مرحوم خیاط دارای سه فرزند ذکور و سه اناث بوده که در تاریخ نگارش مجموعه حاضر فقط سه دختر وی در قید حیات هستند و هر سه فرزند ذکور وی مرحومان  میزا محمد رفیع متخلص به «غریب»  هر دو از شعرای مبرز و نامی آذربایجان ، برادر دیگر مرحوم فتاح  می باشد که همگی  در سنوات گذشته به رحمت ایزدی پیوسته اند. از سروده های مرحوم برادر چند نمونه بیشتر به دست نیامده است.  و در نوشته حاضر نام به نام خود شاعر به چاپ رسیده است از سروده های مرحوم میزا یونس نیز متاسفانه به جز  دو قطعه آثاز دیگری به دست نیامده و قطعات موصوف  نیز به نام خود شاعر در این مقاله آمده است. الحاج بهمن عبدالهی نیا فرزند مرحوم «غریب» که عمری را در تداوم راه ادبی پدر طی کرده است. شخصاً دارای آثار ادبی نظم و نثر می باشد که ازجمله کتاب آماده چاپ «انوار عشق» (منظوم) و کتابهای « از شام تا به شام» حاوی مطالب از صبح عاشورا را تا پایان عمر حضرت زینب(س) و کتاب تاریخچه ی  آثار اسلامی مکه و مدینه با راهنمای حج از ایشان در دسترس می باشد. یک جلد اثر از مرحوم میرزا محمد رفیع شامل جمع آوری آثار نغز و پر مفهوم از نامداران ادبیات ایران زمین سعدی، حافظ، مولانا، قاآنی، عاصی، ریاضی و همچنین پدر مرحوم میرزا بابا(زاهد) با چند نمونه از خطوط نگارنده و تنها نمونه خط سراینده به نام خودشان در مجموعه حاضر ارائه گردیده است.

در بررسی های اجمالی از آثار ادبی موجود در خاندان مرحوم میرزا عبدالهی نمین از جمله مرحومان میرزا بابا، میرزامحمد رفیع میرزا یوسف، میرزا ابوالقاسم، مشکوت، ملقب به «دفتر» که شخصاً دارای رساله و قرآن دست نویس و کلیات اشعار جداگانه بوده و در حال حاضر در نزدیکی نوادگانش موجود است. فرزندان این خاندان اکثراً از مبرزان علم و ادب خطه ی آذربایجان بوده اند و اغلب نگارشات و مکاتبات فی مابین آنان منظوم انجام می گردیده است. همواره سعی و کوشش بزرگان این این خاندان در تفهیم و انتقال این مهم به نسل بعدی و نسل های آتی بوده است. نمونه هایی از منظومه های محتوای مجموعه ی حاضر گویای مطلب است.از جمله نامه های منظوم مرحوم  میرزا محمد رفیع«رفیع» به برادر خود خیاط که پس از فوت همسرش از دیار غربت ارسال داشته است- دعوت منظوم مرحوم مشکوت«دفتر» از مرحوم خیاط -  نامه منظوم میرزا ابوالقاسم به پدر «خیاط» - پاسخ های منظوم خیاط به پسر عم و فرزند خود- نامه منظوم خیاط به دایی خود (مرحوم عزیزبیگ) که برای مدت کوتاهی در شهرستان خلخال اسکان داشته است و منظومات دیگری که از جمله مستزاد «برّه ی عید قربان» خیاط به مرحوم مشکوت«دفتر» و شعر معروف «در حسرت ترشی» خیاط خطاب به دایی خود حاجی آقا که در شهرستان آستارا اسکان داشته است. شایان ذکر است مرحوم خیاط در اثر اخلاص و علاقه ی باطنی و دیانت خود، از یک حالت خاص برقراری ارتباط با ائمه و خاندان آل عبا بهره مند بود. و این مهم را از طریق سرودن مدایح عرفانی و مرثی که در ایام مبارک و مراسم سوگواری خاندان آل عبا علی الخصوص در ماه محرم الحرام بهره برداری خود و مداحان اهل بیت بوده، بیان می دارد. وی در بین سال های 1290 الی 1295 در معیت پسر خاله خود کربلایی ابوالفتح  باو سیله ی (اسب) به زیارت تربت پاک سالار شهیدان مشرف و مراجعت می نماید. و آن چه که از بیانات مشروح اکثریت بزرگان گذشته و حال در خانواده و فرزندان آن مرحوم و همچنین دختران ، در حیات وی همراه و مسموع بوده و هست. بیان خاطرات و دستیابی  به آمال و آرزوها و نوشته وی  از این سفر بوده که تا آخرین لحظات حیات خود اظهار می داشته است و شاهد آن را در  سوز دل مشهور در بعضی از مدایح و اشعار عرفانی«خیاط» می توان یافت.

مرحوم خیاط علیرغم این که کبرا خاندان ملاک وقت منطقه بوده؛ علی الظاهر به حرفه خیاطی اشتغال داشته و در این شغل نیز از مهارت خاصی برخوردار بوده است.  وی در پاسخ  گلایه ای در مورد تاخیر ایجاد شده در دوخت کلاه که برای یکی از دوستان خود وعده کرده بود چنین می گوید: (وعده خلاف اولماقون باعثی بوزمانه دور ..... از این که بقیه شعر را از روی تصویر آن نتوانسم  ثبت کنم معذرت می خواهم)

اصولاً با اندکی  اعنق و تداعی در مفاهیم و معانی آثار و سروده های خیاط بینایی، هنرمندی، دل سوختگی، بی باکیو اراتمندی وی به خاندان آل عبا کاملاً مشهود است و در معرفی و شناخت بیشتر  و کامل تر شاعر، می توان سروده هایش را بهترین معرف وی نامید. وی در یکی از مدایح خود چنین می گوید: ( به جز از حدیث دلیر مشنو ز پیر برنا/ بشنو ز حیّ داور، کلام کنت . کنزا/ بهتر از شوقی موسیبه گفت و گویا/ به جواب دردمندان بگشا لب شکرخا/  ز جوال (لنت رانی) که جواب صد سوال است)

چه شود مرا علی جان شمری  ز چاکرانت/  به هزار شوق بوسم قدم ملازمانت/ زوفا نهم سر خود، چو سگان  بر آستانت/   برسد اگر به ذاتم، ز رحین کشتگانت/ به سرت ز تو تمنا که مرا، همین خیال است و در مدح دیگری  چنین می گوید:

ای خوش آن روز که در انجمن کرب و بلا/ خیل عشاق حسینی، می مستانه زدند/ می ز میخانه تحقیق ازل ، نوشیدند/ قدم رخسار حسینی متجلی دیدند/ گرد آن شمع رخسار حسینی متجلی دیدند/  گرد آن شمع یقین حلقه جو پروانه زدند/ آشنایان ره عشق یه صد شوق و نیاز/ خویشتن را به دم خنجر بیگانه زدند   آنچه که از اوراق و آثار ادبی موجود خیاط پیداست. عدم جمع آوری تا کنون آنها به علت بی کفایتی عمر دست به دست گشتن این آثار بعد از فوت مرحوم خیاط  است که در  مقاطعی موجب نابودی  برخی اوراق آثار شده است. مرحوم خیاط اغلب سروده های خود را در اتفاقات و وقایع واقعی به نظم کشیده است و  اشعار عرفانی و منظومه هایی و اغلب با کلمات و جملاتی است. وی  در یکی از شب های سرد زمستانی، به هنگام اذان مغرب دراثر سکته قلبی برای همیشه دیده از جهان فرو بست و در زادگاه خود در «نمین»  آرمیده است. یادش گرامی و روانش همیشه شاد باشد.