تبلیغات
نمین Namin - شخصیت مختار از دیدگاه ائمه اطهار(علیهم السلام) -2

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

خدا مختار را رحمت کند

شیخ طوسی روایت ذیل را از عبدالله بن شریک 1 نقل می کند:

روز عید قربان در منا به خدمت امام باقر(ع) رسیدیم. حضرت در خیمه تکیه زده و نشسته بودند که شخصی را در پی سلمانی فرستاد که بیاید و سر حضرتش را اصلاح کند. و من نیز روبه روی حضرت نشسته بودم. در همین حال ناگهان پیرمرد محترمی از اهل کوفه بر امام وارد شد و دستش را دراز کرد که دست امام را ببوسد و حضرت نمی گذاشت. امام به او فرمود: شما کیستید؟

آن مرد عرض کرد: من ابوالحکم، فرزند مختار بن ابی عبید هستم. تا امام او را شناخت، با وجود آن که فاصله ی کمی با حضرت داشت، امام دست او را گرفت و به نزدیک خود کشاند، تا جایی که نزدیک بود روی زانوی خود بنشاند و در کنار خود جای داد.

(پس از احوالپرسی گرم و صحبت ها)، فرزند مختار رو به امام کرد و عرض کرد: خدا کارت را اصلاح کند! مردم درباره ی پدرم حرف های زیادی می زنند و چیزهایی می گویند؛ اما حق همان است که شما بفرمایید. امام پرسید: چه می گویند؟!

گفت: می گویند، کذاب! اما هرچه شما بفرمایید، همان درست است و من قبول می کنم.

امام با شگفتی فرمود:« سبحان الله! پدرم به من خبر داد که به خدا سوگند که مهر مادر من از همان پولی بود که مختار برایش فرستاده بود.»

سپس امام باقر(ع) در مقام ستایش و قدردانی از اعمال مختار فرمود: مگر او نبود که خانه های خراب ما را بازسازی کرد؟ مگر او قاتل قاتلان ما نیست؟ مگر او خونخواه ما نبود؟ خدای رحمتش کند! به خدا سوگند، پدرم به من خبر داد که هرگاه مختار به خانه ی فاطمه، دختر امیرمومنان وارد می شد، آن بانو به او احترام می گذاشت و فرشی برایش می گستراند و متکا می گذاشت و او می نشست و از او حدیث می شنید.

آن گاه امام باقر(ع) رو به فرزند مختار کرد و فرمود:«خدا پدرت را رحمت کند! خدا پدرت را رحمت کند! او حق ما را گرفت و قاتلان ما را کشت و به خونخواهی ما قیام کرد.»

شادی اهل بیت

امام صادق(ع) فرمود:« بعد از حادثه ی عاشورا هیچ زنی از زنان ما آرایش نکرد و خضاب نبست تا زمانی که مختار، سر بریده ی ابن زیاد و عمر سعد را برای ما به مدینه فرستاد.» 2

مصیبت بزرگ کربلا، اعظم مصائب جهان اسلام و به ویژه خاندان رسالت بودو به حق هیچ حادثه ای به اندازه ی این فاجعه ی دلخراش، اهل بیت پیامبر را متاثر نکرد و جا داشت تا سرهای بریده ی دشمنان خود و قاتل حضرتش را نبینند آرام نگیرند و از حالت عزا خارج نشوند و این مهم به دست با کفایت مختار انجام شد.

پنج سال ماتم مداوم

امام صادق(ع) فرمود: پس از مصیبت جانسوز کربلا هیچ زنی از بنی هاشم سرمه به چشم نکرد و خضاب به مو نبست و در خانه های ما تا پنج سال دودی برنخاست و غذای گرم پخته نشد و همچنان حالت عزا و ماتم حکمفرما بود تا اینکه عبیدالله بن زیاد کشته شد. 3

خبر میثم تمار

ابن ابی الحدید می نویسد: میثم تمار و مختار هر دو در کوفه به دستور ابن زیاد به زندان افتادند و هر دو محکوم به اعدام شدند.

میثم به مختار چنین گفت:« تو از زندان آزاد خواهی شد و به خونخواهی حسین(ع) قیام خواهی کرد و این جباری که ما اکنون در زندان او هستیم به وسیله ی تو کشته خواهد شد! (و با اشاره به پای مختار گفت: ) و با همین پاهایت سر و صورت او را لگدمال خواهی کرد.» 4

و همین طور هم شد.

فاطمه 5 دختر امام علی(ع) می گوید:« پس از شهادت امام حسین(ع) هیچ زنی از ما حنا نبست و میل سرمهای را به چشم نگرداند و مویش را شانه نکرد تا آن گاه که مختار سر بریده ی ابن زیاد را به مدینه فرستاد.»6


----------------------------------------------------------------------------------


1-   سند این حدیث بدین شرح است:« محمد بن الحسن و عثمان بن حامد، قالا: حدثنا محمد بن یزداد عن محمد بن الحسین، عن موسی بن یسار، عن عبدالله بن زبیر، عن عبدالله بن شریک...». اختیار المعرفة الرجال، شیخ طوسی (یا رجال کشّی)، ص125-126، چ جدید؛ بحارالانوار، ج45، ص343؛ تنقیح المقال، ج3، ص205 و معجم رجال الحدیث، ج18، ص95.

2-    ابراهیم بن محمد الختلی، قال: حدثنی احمد بن ادریس قمی، قال: حدثنی محمدبن احمد، قال: حدثنی الحسن بن علی کوفی، عن العباس بن عامر، عن سیف بن عمیره، عن جارود بن المنذر، عن ابی عبدالله(ع). (رجال کشّی، ص127، ح203، چ جدید؛ بحارالانوار، ج45، ص344، چ جدید؛ تنقیخ المقال، ج3، ص205).

3-  بحارالانوار، ج45، ص384، چ جدید، به نقل از رساله ی شرح الثار؛تنقیح المقال، ج3، ص204 و معجم الرجال الحدیث، ج5، ص94.

4-   شرح نهج البلاغه، ج2، ص293.

5-  شیخ مفید و دیگران، از جمله دختران علی(ع) «فاطمه» را یاد کرده اند و این بانو، زن فاضله ای بود و عمر طولانی کرد و زمان امام صادق(ع) را درک کرد (بحارالانوار، ج42، ص106، ح32، به نقل از قرب الاسناد، ص76).

6-و عن عبدالله بن محمد بن ابی سعید، عن ابی العیناء، عن یحیی بن راشد، عن فاطمه بنت علی. بحارالانوار، ج45، ص386،چ جدید، به نقل از رساله ی شرح الثار ابن نما؛ تنقیح المقال، ج3، ص204 و معجم رجال الحدیث، ج18، ص94.