تبلیغات
نمین Namin - نقش و تاثیر پدران در زندگی فرزندان

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

نقش و تاثیر پدران در زندگی فرزندان

 

نوع مطلب :زندگی ،فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

پژوهش‌ها دربارۀ پدری، به بررسی تمایزات اساسی میان دو پدیده تمایل دارند: در یک‌سو پدریِ تأمین‌گر در خانواده‌هایی که مردان متأهل، کنار خانواده و شاغل‌اند و از مقدار قابل توجهی منابع یا سرمایه برخوردارند؛ و در سوی دیگر، پدریِ غیرتأمین‌گرِ مردان غیرمقیم، بدون شغل ثابت، غیرمتأهل یا در رابطۀ هم‌خانگی، و فاقد منابع یا سرمایه که خانوادۀ ثابتی ندارند.
امتیاز خبر: 54 از 100 تعداد رای دهندگان 2539
وب‌سایت ترجمان - ترجمه از محمد معماریان: پژوهش‌ها دربارۀ پدری، به بررسی تمایزات اساسی میان دو پدیده تمایل دارند: در یک‌سو پدریِ تأمین‌گر در خانواده‌هایی که مردان متأهل، کنار خانواده و شاغل‌اند و از مقدار قابل توجهی منابع یا سرمایه برخوردارند؛ و در سوی دیگر، پدریِ غیرتأمین‌گرِ مردان غیرمقیم، بدون شغل ثابت، غیرمتأهل یا در رابطۀ هم‌خانگی، و فاقد منابع یا سرمایه که خانوادۀ ثابتی ندارند.
 
اما تنوع پدرها بیش از این دو قسمِ ساده‌انگارانه است. در این مرور ادبیات، بیش از ۳۰۰ مطالعه بررسی شده است تا یک دیدگاه به‌روز دربارۀ پدری ارائه شود. هدف این مطالعه این بوده است: معرفی مباحث جدید، بازگشایی بحث‌های جاری، و نشان دادن گذارهای حیاتی در شیوه‌های کار، بازی و زحمت‌کشی پدران.



آیا در عصر «پایان مردان» به سر می‌بریم (رازین، ۲۰۱۰)؟ آیا زمان آن رسیده که نقش‌های مردان در کار و خانواده را از نو ترسیم کنیم (رُمانو و دوکوپیل، ۲۰۱۰)؟ رسانه‌های عامه‌پسند در ایالات متحده می‌گویند که ماجرا همین است؛ و تجربه‌های روزمرۀ مردان و تحقیقات جامعه‌شناسی نشان می‌دهند که در چند دهۀ اخیر گویا «پدری» دست‌خوش گذارهای مهمی شده است. آن فرض سنتی که پدران را با توانایی تأمین مالی خانواده‌هایشان تعریف می‌کرد، با رشد خود مردان را پای میز یک معاملۀ یک‌جا و مقطوع آورد: شغل خوب، مالکیت خانه، ازدواج، و پدری (تاونزند، ۲۰۰۲). مرز میان «پدران خوب» و «پدران بد» روزبه‌روز بیشتر با این ترکیب اقامت، رابطه و اشتغال تعریف می‌شود.

این دو نوع از پدران انگار انعکاس نابرابری فزاینده‌ای هستند که در جوامع معاصرمان می‌بینیم. پژوهش‌ها پیرامون پدری، به بررسی تمایزات اساسی میان دو پدیده تمایل دارند: در یک‌سو پدریِ تأمین‌گر در خانواده‌هایی که مردان متأهل، کنار خانواده و شاغل‌اند و از مقدار قابل توجهی منابع یا سرمایه برخوردارند؛ و در سوی دیگر، پدریِ غیرتأمین‌گرِ مردان غیرمقیم۱، بدون شغل ثابت، غیرمتأهل یا در رابطۀ هم‌خانگی، و فاقد منابع یا سرمایه که خانوادۀ ثابتی ندارند (ماسیگلیو و رُی، ۲۰۱۲). اما مهم‌تر اینکه این دسته‌بندی‌ها ساده‌انگارانه‌تر از آن‌اند که تنوع گستردۀ تجربه‌های مردان در جامعۀ معاصر را نشان دهند. هرچه نکات بیشتری دربارۀ نقش پدران در مقام والدین کشف می‌کنیم، پرسش‌هایمان دربارۀ آنچه نمی‌دانیم چندبرابر می‌شوند.

کانون توجه‌ من در این مرور ادبیات، بیش از ۳۰۰ مطالعه (۲۰۱۲-۲۰۰۴) عمدتاً در ایالات متحده است تا یک دیدگاه به‌روز دربارۀ پدری ارائه کنم. برنامه‌ام این است: معرفی مباحث جدید، بازگشایی بحث‌های جاری، و نشان دادن گذارهای حیاتی در شیوه‌های کار، بازی و زحمت‌کشی پدران (و شیوه‌های قاب‌بندی زندگی‌هایشان توسط ما). به خاطر دامنۀ گستردۀ تغییرات نوپدید در زندگی خانوادگی در ۳۰ سال گذشته، رویکردمان به پدری با بافت‌های متنوع بوم‌شناختی و تاروپودهای متکثر فرآیندهای بچه‌داری۲ سازگارتر است.

این فصل به چهار بخش تقسیم می‌شود. در بخش اول، تحول انتظارات از مردان در خانواده را بررسی می‌کنم، چون پدران که روزی روزگاری می‌کوشیدند تا نان‌آور/تأمین‌گر خانواده باشند اکنون پذیرای پرورش و مراقبتی نیز شده‌اند که در «پدری جدید» رایج در جامعه‌های مدرن مانند ایالات متحده رواج یافته است. همچنین تحقیقات پیرامون بچه‌داری مشترک۳ و فرآیندهای بچه‌داری میان پدران و مادران را مرور می‌کنم. پژوهش‌ها پیرامون خانواده‌های یک‌جا۴ و تفسیم کار خانوار همچنان فهم‌مان از زندگی خانوادگی را شفاف‌تر می‌کنند، و مطالعات پیرامون پیامدهای خاتمۀ چنین روابطی (به خاطر جدایی و طلاق، و در ماجرای نفقۀ کودک) ابعاد جدیدی به فهم‌مان می‌افزایند.
 
در بخش سوم سراغ پرورش کودکان توسط مردان در گذر زمان می‌روم و خصوصاً به اثبات تأثیر درگیری مردان بر رفاه کودکان (از کودکی تا بزرگ‌سالی) توجه می‌کنم. در نهایت، با مرور یافته‌های جدید پیرامون حبس (زندان)، مهاجرت، دغدغه‌های سلامت روان و عواقب اجتماعی گستردۀ نابرابری که هر روز شکل و شمایلی جدید به [پدیدۀ] پدری می‌دهند، چالش‌های فراروی این پدری جدید را می‌کاوم.

انتظارات از پدری جدید



مردان ایالات متحده، در مقایسه با نقش منحصراً تأمین‌گر، بیش از دهه‌های پیش درگیر [امورات خانوار] شده‌اند؛ معیار این نکته، میزان زمانی است که هر هفته برای مراقبت از کودکان صرف می‌کنند: بازی، نظارت، مراقبت فیزیکی مانند بهداشت و تغذیه، حمل‌ونقل، و وظایف خانه (سایر، بیانچی و رابینسون، ۲۰۰۴). این روندهای افزایش درگیری پدر، نشانۀ یک نوع همکاری پدران در پرورش [کودکان] است: تعبیری که کیستی و کارکرد مردان در مقام پدر، هم از لحاظ رفتار و هم از لحاظ پیامدهایش بر رشد کودک، را تعریف می‌کند (ماسیگلیو و رُی، ۲۰۱۲).
 
«پاسخ‌گویی» نیز مفهوم دیگری است که تعامل فعال مردان با کودکان را نشان می‌دهد و دربارۀ نحوۀ تأثیر این تعامل بر کودکان و بر خود مردان گمانه‌زنی می‌کند (هُلمز و هیوستون، ۲۰۱۰؛ اشبورن، دالی و براون، ۲۰۱۱). پدران بازیگران کلیدی در آن الگوهای پیچیدۀ بازی و صحبت هستند که نژاد، فرهنگ و تعامل با مادران نیز در شکل‌دهی‌شان نقش دارند (کابرِرا و همکاران، ۲۰۰۴).

مراقبت از کودکان همچنان عمدتاً به عنوان کار زنان ترسیم می‌شود، اما شواهد جدید نشان می‌دهند که پدران نه تنها بیشتر درگیر این کار شده‌اند بلکه برای درگیری‌شان ارزش قائل‌اند (پلک و ماسیادرلی، ۲۰۰۴). مادران و پدران به نحوۀ مهارت‌یابی مردان در نقش مراقبت‌گری توجه دارند، و پدران هرچه بیشتر به کودکان برسند احساس تأثیرگذاری بیشتری می‌کنند (باری و همکاران، ۲۰۱۱). اما گذار به سوی «پدر جدید» که در تأمین و مراقبت فرزندان موفق است، کار ساده‌ای نیست. اکثر مردان و زنان می‌گویند که چالش‌های امروزیِ پدر بودن بیشتر از دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ است (پارکر، ۲۰۰۷).

برای «پدر جدید» بودن، برخی مردان از موقعیتی بهتر از سایرین برخوردارند. مردانی که شغل حرفه‌ای دارند از زمان، پول یا جایگاه بهتری برخوردارند تا هویت‌شان به مثابۀ یک مراقبت‌گر و تأمین‌کنندۀ درگیر را بازسازی کنند (پلانتین، ۲۰۰۷). در مقایسه با مردانی که رابطه‌ای غیر از تأهل دارند، مردان متأهل سرمایۀ اجتماعی بیشتری کسب می‌کنند (رونرا، ۲۰۰۷). این منابع گسترده به برخی پدران امکان می‌دهد تا دست‌به‌کار اصلاح انتظارات سنتی از تعهدات شغلی، تقسیم کار جنسیتی در بچه‌داری، پویایی‌های قدرت۵، و بده‌بستان‌های عاطفی در تعاملات خانوادگی روزمره شوند (ماتا و نادسون-مارتین، ۲۰۰۶). منابعی که مردان در مقام تأمین‌گر کسب می‌کنند، موجب موفقیت بیشتر برخی مردان در مقام «پدر جدید پرورش‌گر» می‌شود.

از دهۀ ۱۹۷۰ بدین سو، بهره‌مندی اقتصادی پدران (خصوصاً جوان‌های فاقد تحصیلات دبیرستان که بدون فرزندان‌شان زندگی می‌کنند) کاهش چشم‌گیری داشته است (سام و همکاران، ۲۰۱۱). بحران اخیر اقتصادی ضربۀ سختی به مردان خانواده‌دار زده است، و توجه دوباره به تأمین‌گری می‌تواند چالش‌های پدران جدید را برایمان روشن‌تر کند. آنچه روزی روزگاری روال عادی مردان آمریکایی بود (دستمزد مناسب برای پشتیبانی یک خانواده، اقساط خانه و خدمات پزشکی) دیگر نصیب همه نمی‌شود (هنوود، شیرانی و کلتارت، ۲۰۱۰). تغییرات بازار کار و نابرابری فزاینده، به چنددستگی پدران جوان تنها از لحاظ درآمد، بلکه از لحاظ طبقۀ اجتماعی و میان نژادهای مختلف دامن زده است (فرستنبرگ، ۲۰۱۱؛ مورای، ۲۰۱۲).

در کشورهایی که درگیر گذارهای دشوار اقتصادی هستند، مردان شاید بخواهند مراقبت‌گر باشند اما محدودیت‌هایی که برای نقش تأمین‌گری خانواده دارند دست و پایشان را می‌بندد. مردان کره‌ای و ژاپنی با حمایت سیاست‌های دولتی سعی کردند درگیری بیشتری به عنوان مراقبت‌گر داشته باشند، اما در بحران‌های مالی اخیر به همان نقش تأمین‌گری روی آوردند (وان و رُی، ۲۰۰۷؛ یاماتو، ۲۰۰۸). شاید بیشترین ملاحظه در قبال الگوی جدید پدری را پدران روسی داشته باشند که اغلب این الگو را جاه‌طلبانه‌تر از آن می‌دانند که دنبال کنند: الگویی که به خاطر فرصت‌های محدود اقتصادی‌شان، دست‌نیافتنی است (اوتراتا، ۲۰۰۸).

تغییرات در بچه‌داری مشترک و بچه‌داری

با تغییر کانون توجه از ساختار خانوادگی (کدام هم‌والدین۶ «در» یک خانواده‌اند؟) به فرآیندهای خانواده (هم‌والدین «چه» می‌کنند؟)، پژوهش در پدیدۀ پدری پویاتر شده است. پدران و مادران هم‌زمان دربارۀ انتظارات خود به عنوان شرکای زندگی و والدین مذاکره می‌کنند. مردان اگر متوجه شوند که این دو نقش (شریک زندگی و والد) چه تفاوتی با هم دارند، بهتر می‌توانند دست از مناقشه بردارند (هاردستی و همکاران، ۲۰۰۸). همچنین واکنش پدران و مادران به درگیری یکدیگر در مقام هم‌والد، پیچیده است.
 
مثلاً در آمادگی کودکان برای مدرسه، درگیری مادران حیاتی است؛ اما پدران صرفاً نقش میانجی۷ دارند که وقتی مادران درگیر نیستند، آمادگی فرزندان را بهبود می‌بخشند (مارتین، ریان و بروکزگان، ۲۰۱۰). هر دو والد مجموعۀ پیچیده‌ای از مسؤولیت‌ها را در زمینۀ وظایف خود نسبت به کودکان و خانوار انجام می‌دهند، اما مادران بیشتر از پدران چندکاره‌اند۸. مادران در انجام مسؤولیت‌هایشان بیشتر دچار تعارض وظایف می‌شوند (آفر و اشنایدر، ۲۰۱۱)؛ وظایفی که برای انجامش دست‌تنهایند، فشرده‌ترند، و فیزیکی‌تر از فعالیت‌های پدران هستند (کریگ، ۲۰۰۶).



ایدئولوژیِ [تعیین‌کنندۀ] نقش‌های جنسیتی نیز نقش مهمی در نحوۀ تصمیم‌گیری هم‌والدها پیرامون درگیری پدران دارد. سطح تحصیلات و شرایط شغلی مردان و زنان همواره با تصمیمات‌شان دربارۀ سهم هریک در مراقبت کودک رابطه دارد، هرچند این رابطه در کشورهای مختلف قدری متفاوت است (کریگ و مالان، ۲۰۱۱). پدران تحصیل‌کرده‌تر در دانمارک و استرالیا مراقبت بیشتری از فرزندان می‌کنند؛ اما در فرانسه و ایتالیا، که پدران به طور سنتی نقش مردانه‌تری دارند، این‌گونه نیست.
 
این ایدئولوژی‌ها گاه نسل به نسل، از والدین به کودکان و خصوصاً نوجوانان، منتقل می‌شوند (دیویس و ویلز، ۲۰۱۰). اما در برخی بافت‌ها، عُرف بچه‌داری مشترک رنگ می‌بازد و بجای یک وظیفۀ اجتماعی، به مثابۀ یک انتخاب شخصی قاب‌بندی می‌شود (ووری، ۲۰۰۹). انتخاب فردی گاه به هم‌والدی مشترک منجر می‌شود. در زوج‌هایی که پیش از ازدواج قصد بچه‌دار شدن داشته‌اند، درگیری پدر و تصمیم به هم‌والدی مشترک بیشتر است (هامن‌ماریوت، ۲۰۱۱).

در بهبوهۀ رکود اقتصادی جهانی، گوشه و کنار بحث‌های عمومی و خصوصی پیرامون شغل و حیات خانوادگی شاهد مذاکرۀ مجدد پیرامون نقش مردان در خانواده بود. زمانی که مادران کار می‌کنند، مردان وقت بیشتری را برای مراقبت کودکان می‌گذارند، یعنی بیشتر شدن اوقات پدر و فرزندی، مراقبت متعارف و فعالیت‌هایی که نشانۀ مسؤولیت‌پذیری بیشترند (رالی، بیانچی و ونگ، ۲۰۱۲). ولی هیچ‌یک از زوجین مایل نیستند از وقتی که می‌توانند با فرزندان بگذرانند، دست بکشند. علی‌رغم تداوم اهمیت نقش تأمین‌گری، نقش والد و رشد کودک می‌تواند بر دغدغه‌های شغلی و حرفه‌ای اولویت یابد.
 
در نروژ، مردان در سال‌های پیش از مدرسۀ فرزندان خود از کار می‌زنند، اما وقتی کودکان به سن مدرسه می‌رسند ساعت‌های کار خود را افزایش می‌دهند (دامرماث و کیترود، ۲۰۰۹). البته چنین دغدغه‌هایی به بافت اجتماعی و سیاست‌های ملی هر کشور بستگی دارند. بیگارت و اوبرین (۲۰۱۰) نشان داده‌اند که در انگلستان، پدر بودن (نه جایگاه شغلی) بهترین متغیر پیش‌بین برای ساعت کار طولانی مردان است.

هم‌والدی در خانواده‌های کم‌درآمد

عمدۀ آنچه دربارۀ پدران می‌دانیم بر مبنای تجربۀ مردان سفیدپوست متأهل در طبقه‌های متوسط و کارگر است. در ایالات متحده که وصلت‌های زوجین ناپایدارتر (چرلین، ۲۰۱۰)، نابرابری اجتماعی-اقتصادی بیشتر، حمایت از اقشار ضعیف کمتر، و نرخ زندانی‌ها بیشتر است، بی‌توجهی به پدران طبقات پایین‌تر یک جای خالی بزرگ در پژوهش‌ها ایجاد کرده است. الگوهای پیچیدۀ تشکیل خانواده و بچه بزرگ کردن خارج از ازدواج، میان خانوارهای متعدد یا در بافت فرزندآوری چندوالدی، نزد پدران کم‌درآمد بیشتر رُخ می‌دهند (فرستنبرگ، ۲۰۱۱). مثلاً بیش از یک‌سوم کودکان در ایالات متحده جدا از پدر زیستی خود زندگی می‌کنند، که این نسبت برای کودکان فقیر و کودکان رنگین‌پوست بیشتر است (دی‌بل، ۲۰۰۸).

این تغییرات جمعیت‌شناختیِ اجتماعی در پژوهش‌های پیرامون پدران منعکس شده‌اند: اکثر مقالات ژورنال‌ها همچنان به خانواده‌های دو والدی می‌پردازند، اما تعداد روزافزونی هم پدران در وضعیت غیرمتأهل، غیرمقیم، هم‌خانه، مجرّد یا پدرخواندگی را کانون توجه قرار داده‌اند. وجود داده‌های طولیِ جدید، خصوصاً در پروژۀ «خانواده‌های شکننده و رفاه کودک»۹، مطالعۀ مردان و هم‌والدی در خانواده‌های کم‌درآمد را دگرگون کرده‌اند. این مطالعه بیش از ۴۷۰۰ والد نوزادان و فرزندان‌شان در بیمارستان‌های ۲۰ شهر ایالات متحده را به کار گرفت، و مصاحبه‌های پی‌گیری تا سن ۱۵ سالگی کودکان را ترتیب داد. بچه‌داری خارج از ازدواج، اصلاح [سیاست‌های] رفاه و پدران کم‌درآمد کانون توجه این پروژه بود.

بنا به داده‌های پدران در پروژۀ «خانواده‌های شکننده»، نیمی از آنها درگیری کم و یک‌چهارم آنها درگیری زیاد با کودکان را نشان می‌دادند. رابطۀ باکیفیت با مادران و با خویشاوندان پدری و مادری، یکی از عوامل کلیدی افزایش درگیری پدران بود (ریان، کلیل و زیول‌گست، ۲۰۰۸). موضوع روی و برتون (۲۰۰۷) بررسی کرده‌اند که مادران، در ستجوی یک الگوی ایده‌آل برای فرزندان‌شان، چطور به سراغ پدران زیستی یا پدران اجتماعی (معمولاً دوست‌پسرهای غیرخویشاوند یا مردان خویشاوند) می‌روند، اما نگران پیامدهای این کار بر روابط صمیمانۀ خود یا امنیت فرزندان‌شان هستند.
 
برای درک پویایی‌های رفتار زوج‌یابی مادران جوان در آینده، سابقۀ روابط آنها اهمیت دارد. به نظر شفتال و همکاران (۲۰۱۰)، پرهیز اندک از دلبستگی، اعتماد بیشتر و تعارض کمتر با شرکای زندگی در سابقۀ روابط مادران، و مشارکت قوی‌تر۱۰ در بچه‌داری، منجر به هم‌والدی باکیفیت‌تر می‌شوند. علاوه بر این، پدران به تصمیمات مادران واکنش نشان داده و میزان درگیری خود را تنظیم می‌کنند. مردان غیرمقیمِ کم‌درآمد در صورت ورود شریک جدید به زندگی مادران احتمالاً تماس خود با فرزندان را خاتمه می‌دهند (گازو، ۲۰۰۹)، اما اگر خود شریک جدیدی بیابند این‌گونه نمی‌شود.



هرچند ازدواج و اقامت برای زوج‌های کم‌درآمد گذراست، اما تأثیر مشهودی بر هم‌والدی مردان و رفاه کودکان دارد. داده‌های پروژۀ «خانواده‌های شکننده» نشان می‌دهند که پدران سیاه‌پوست متأهل و هم‌خانه به یک اندازه در مراقبت کودکان درگیر می‌شوند (پری، هارمون و لیپر، ۲۰۱۲). یافته‌های زُستک (۲۰۰۸) تأیید می‌کنند که درگیری با یک پدر اجتماعی یا پدر زیستی غیرمقیم اثرات مشابهی دارد و تماس با پدر زیستی که دور از کودک زندگی می‌کند اثر مثبت پدر اجتماعی بر رفاه کودک را کاهش نمی‌دهد. چوی (۲۰۱۰) اشاره می‌کند که پدریِ غیرمقیم شاید مشکلاتی در رفتار و رشد شناختی کودک ایجاد کند، اما این مشکلات صرفاً به خاطر غیبت پدر نیستند بلکه از جهت تأثیر غیبت پدر بر بچه‌داری مادران تنهاست.

پس از چندین سال، والدین کم‌درآمد شاید «کنار هم ماندن» جهت هم‌والدی برای بزرگ کردن کودکان را بر «با هم بودن» در یک رابطۀ متأهلی متعهدانه اولویت دهند (رُی، باک‌میلر و مک‌داول، ۲۰۰۸). از مطالعۀ «خانواده‌های شکننده» می‌توان چنین برداشت کرد که حمایت مادر از درگیری پدر در اولین سال پس از تولد، به درگیری بیشتر پدر در سه‌سالگی کودک منجر می‌شود (فیگن و پالکویتز، ۲۰۱۱). فارغ از وضعیت رمانتیک این رابطه‌ها، ارتباطات میان خانوارها و کیفیت هم‌والدی یکی از پیش‌بین‌های قوی برای درگیری آتی پدران غیرمقیم است (کارلسون، مک‌لاناهان و بروکزگان، ۲۰۰۸).

ادراکِ حمایت و درگیری والدین را باید متمایز از اصل حمایت از هم‌والدی دانست. اگر زوجین به اهمیت مراقبت‌گری مردان باور نداشته باشند، احتمال ازدواج آنها کمتر و احتمال جدایی وصلت‌شان بیشتر است (هامن‌ماریوت، ۲۰۰۹). اگر مردان زندانی باشند یا شریک زندگی جدیدی بیابند یا بیش از یک فرزند داشته باشند یا تحصیلات یکی از زوجین کم باشد، احتمال اینکه مردان حمایت مادر را ادراک کنند کمتر است (برونته‌تینکیو و هورویتز، ۲۰۱۰). ادراکات مادران از حمایت [پدر] نیز نقش محوری در بچه‌داری مادران دارد. میزان ادراک حمایت عاطفی پدران از بچه‌داری‌شان، بر میزان استرس مادران دربارۀ بچه‌داری تأثیر دارد (هارمون و پری، ۲۰۱۱).

سرمایۀ اجتماعی پدران فقط به حمایت مادران بستگی ندارد، بلکه به میزان سرمایه‌گذاری اعضاء خانوادۀ گسترده‌شان نیز وابسته است. بویژه میزان درگیری پدران جوان بسیار وابسته به حمایت پدربزرگ/مادربزرگ، نقش دروازه‌بانی مادران۱۱، و تغییر وضعیت رمانتیک هم‌والدها (حتی افت و تثبیت آن در سال‌های آغازین زندگی کودکان) است (هرزاگ و همکاران، ۲۰۰۷). اما حمایت خویشاوندان متعلق به خانوادۀ گسترده همواره هم سودمند نیست. حمایت خویشاوندان پدری معمولاً درگیری مرد را افزایش می‌دهد، اما حمایت خویشاوندان مادری ممکن است باعث کاهش درگیری‌شان شود (پری، ۲۰۰۹).


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر