تبلیغات
نمین Namin - چند رباعی از خیام

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

چند رباعی از خیام

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت /کس نیست که این گوهر تحقیق نسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند/ ز آنروی که هست کس نمیداند گفت
* * *
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است / در بند سر زلف نگاری بوده ست
این دسته که بر گردن او می بینی/ دستی ست که برگردن یاری بوده ست
* * *
این کوزه که آبخواره مزدوری است/ از دیده شاهست و دل دستوری است
هر کاسه می که بر کف مخموری است/ از عارض مستی و لب مستوری است
* * *
این کهنه رباط را که عالم نام است/ و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی ست که وامانده صد جمشید است/ قصریست که تکیه گاه صد بهرام است
* * *



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر