تبلیغات
نمین Namin - مطالب آذر 1396

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

ماساژ به سلامتی بدن کمک می کند

 

نوع مطلب :زندگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


پژوهشگران علوم پزشکی می گویند ماساژ باعث تسکین عصبانیت و افسردگی و کاهش دفعات و شدت سردردهای میگرنی می‌شود.آنان اعلام کردند که نتایج تحقیقات ثابت کرده است که ماساژ باعث افزایش و بهبود گردش خون در سیستم عروقی بدن می‌شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیمارانی که دچار افسردگی و عصبانیت هستند، پس از دریافت ماساژ درمانی، بهبود وضعیت داشته اند.

محققین می گویند ماساژ نه تنها می‌تواند باعث خواب راحت شود، بلکه آندسته از افراد که از سخت خوابیدن رنج میبرند میتوانند خواب راحت را با ماساژ تجربه کنند. ماساژ همچنین میتواند برای آندسته از افرادی که تحت درمان شیمیایی و یا مواد رادیواکتیو هستند هم مفید باشد.

همچنین ماساژ می‌تواند باعث بیشتر و بهتر خوابیدن نوزادان و گریه و استرس کمتر در آنها شود.

اکثر ماساژورها می‌توانند ماساژ نوزاد و اطفال را نیز انجام دهند و حتی اگر والدین مایل باشند، خودشان می‌توانند به صورت طبیعی اینکار را انجام دهند. در واقع تکنیک خاصی برای اینکار وجود ندارد و بسیاری از مواقع نوازش نوزاد و یا ماساژ معمولی و خیلی آرام همان تاثیر را ایفا خواهد کرد.

ماساژ باعث افزایش تعداد گلبولهای سفید بیماران میشود. گلبولهای سفید نقش اصلی را در دفاع از بدن در مقابل عوامل بیماریزا دارا هستند. همچنین به نظر میرسد عملکرد سیستم ایمنی در افرادی که به HIV یا ایدز مبتلا هستند نیز با کمک ماساژ درمانی بهتر خواهد شد.

منبع:http://www.pezeshk.us/



دلایل انواع سردرد

 

نوع مطلب :زندگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


عضو انجمن علمی طب سنتی گفت: میگرن ترکیبی از انواع سردردهاست. علت دقیق سردردهای میگرنی تاکنون مشخص نشده است و این نوع سردردها مانند سردردهای ناشی از سرماخوردگی یا تومور مغزی نیست که با دارو درمان شود. مهدی برهانی عضو انجمن علمی طب سنتی گفت: در طب سنتی ۲۸ گروه سردرد داریم. علت یکسری از…

عضو انجمن علمی طب سنتی گفت: میگرن ترکیبی از انواع سردردهاست. علت دقیق سردردهای میگرنی تاکنون مشخص نشده است و این نوع سردردها مانند سردردهای ناشی از سرماخوردگی یا تومور مغزی نیست که با دارو درمان شود.

۴۰
مهدی برهانی عضو انجمن علمی طب سنتی گفت: در طب سنتی ۲۸ گروه سردرد داریم. علت یکسری از سردردها مربوط به داخل سر می‌شود و تعداد دیگری مربوط به داخل بدن است.

وی افزود: میگرن ترکیبی از انواع سردردهاست. علت دقیق سردردهای میگرنی تاکنون مشخص نشده است. و این نوع سردردها مانند سردردهای ناشی از سرماخوردگی یا تومور مغزی نیست که با دارو درمان شود.

عضو انجمن علمی طب سنتی، گفت: در طب سنتی تعدادی از سردردها را بر اساس مزاج فرد درمان می‌کنند مثلاً می‌گویند سردرد می‌تواند ناشی از مزاج گرم، سرد، خشک یا مرطوب باشد و ممکن است کسی که دارای مزاج سرد است با قرار گرفتن در معرض باد سرد، سردرد شود، همچنین فردی به دلیل داشتن مزاج گرم با قرار گرفتن در معرض آفتاب، سردرد شود.

برهانی گفت: همچنین کسی که دارای مزاج خشک است و بسیاری سردرد آن را حمل بر آلرژی می‌کنند یا کسی که سردرد آن در فصل خاص یا ورود در سرزمین خاص یا مصرف غذایی ایجاد می‌شود همه اینها به مزاج فرد مرتبط می‌شود.

این متخصص طب سنتی گفت: همچنین علت بعضی از سردردها در طب سنتی مشکلات بدنی همچون معده، عوارض رحمی و به طور کل مشکلات بدن از مغز سر تا کف پا می‌تواند باشد ،که با درمان این مشکلات، سردرد فرد نیز التیام می‌یابد.

منبع : فارس



زندگینامه صائب

 

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین



زندگینامه:

میرزا محمد علی فرزند میرزا عبدالرحیم بازرگان تبریزی متخلص به صائب و معروف به میرزا صائب بین سالهای 1000-1007 هجری در تبریز به دنیا آمد. در 1012 هجری که شاه عباس قلعه تبریز را فتح کرد،پدرش همراه عده ای از بازرگانان ثروتمند از تبریز به اصفهان آمد تا سیاست جدید شاه عباس را که می خواست پایتخت تازه بنیان صفوی را با ثروت و فعالیت بازرگانان رونق دهد، تحقق یابد. محمد علی در این شهر پرورش یافت و بزرگ شد
وقتی به اصفهان برگشت و مدتی در آنجا اقامت کرد،قصد سفر هند کرد. بر خلاف میل پدر و خانواده پایتخت ایران را ترک و راهی هند شد.
در سال 1034 از اصفهان بیرون رفت. آنچه با خود از وطن می برد دفتر شعری بود که وقتی به کابل رسید ،به خدمت ظفر خان والی آنجا رسید و در سایه دوستی و اکرام او آرامش یافت ،به مرتب کردن آن پرداخت و اولین دیوان اشعار خود را سامان داد.
در سال 1042 که ظفرخان به امر شاهجهان به نیابت پدرش حاکم کشمیر شد، هنوز صائب و پدرش در هند بودند و ظفرخان را در کشمیر همراهی می کردند، آنان پس از مدتی اقامت در کشمیر عازم ایران شدند. اقامت او در هند حدود نه سال طول کشید.

صائب شهرهای مشهد، قم، کاشان، اردبیل، تبریز را سیاحت کرد، سفری هم در رکاب شاه عباس ثانی به مازندران رفت و صفای این ناحیه بخصوص شهر اشرف (بهشهر) را ستود. در قم به دیدن مولی عبدالرزاق لاهیجی متخلص به فیاض رفت و این دیدار به دوستی انجامید و در سفر کاشان با ملا محسن فیض کاشانی ملاقات و مشاعره کرد.
سال وفاتش به نقل از محمد بدیع سمرقندی که سه سال پس از وفات او به اصفهان آمده و قبرش را زیارت کرده است 1087 هجری قمری می باشد. قبر صائب در باغچه ای در اصفهان -در خیابانی که به نام او نامگذاری شده است -قرار دارد.

ویژگیهای فردی:


صائب مردی دیندار و معتقد به فرایض و سنن اسلامی بوده است. مذهب او شیعه دوازده امامی است. بعیدنیست که به جهت علاقه و ارادت شدید به مولانا جلال الدین بلخی که در حدود صد غزل به استقبال وی رفته است دچارشور و حالی آشکارشده و از مولانا به «ساغر روحانی»، «آدم عشق»، «مرشد روح»، «شمس حقیقت» و امثال اینها تعبیر کرده است. مثل این بیت:

از گفته مولانا مدهوش شدم صائب
این ساغر روحانی صهبای دگر دارد

در اینکه صائب با آن همه ابیات بلند عارفانه مرد روشن بینی است شکی نیست ولی آیا او صوفی بوده و طریقه ای هم داشته است، نمی توان نظری ابراز کرد زیرا سندی در دست نیست. تنها می گوییم که عرفان صائب، عرفان الهی است.
شماره ابیات او را به اختلاف از هشتاد تا سیصد هزار نوشته اند به علاوه که بیست هزار بیت ترکی هم به او منسوب می دانند.

صائب به شهادت اشعار خود و قول معاصرانش مردی فرشته خو، کم آزار و متواضع بوده، تمام تذکره نویسان از محامد او سخن گفته اند. خوش طینتی او بقدری است که همه شعرای معاصر را در اشعار خود به نحوی مورد ستایش و تشویق قرار داده است و در دیوان وی شاید به بیش از نام پنجاه شاعر برسیم که شعرشان را استقبال کرده و از آنان با تجلیل و محبت نام برده است.

صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی سخنش قلمرو زبان دری (ایران، هندوستان، عثمانی) را فتح کردو مشتاقان سخنش از دور و نزدیک و برخی پای پیاده به اصفهان می شتافتند تا به دیدار او برسند. نویسندگان تذکره های نصرآبادی، قصص خاقانی، سرو آزاد، کلمات الشعرا همه استادی او را ستوده اند

ویژگی سخن:


صائب تنها شاعری است که پس از حافظ طریقه ای مستقل و ممتاز دارد.او نماینده کامل سبک زمان و زبان مردم خویش است، محال است بتوان جای او را در این سبک- که دویست سال زبان ادبی ایران و هند و عثمانی بود و بر ذوق و حال مردم بسیاری از این سرزمین ها حکومت می کرد- با سبکی دیگر پر کرد، به عبارت دیگر تمام محسنات سخن شعرایی چون نظیری، طالب آملی و کلیم که هر کدام از جهتی مورد توجه اند در صائب یکجا وجود دارد، پس می توانیم اگر او را فرد اعلا ی سبک هندی یا اصفهانی و مقتدای شعرای این سبکبدانیم.
از این سبک که قبل از او همه جا به طرز تازه برده می شد پس از او به طرز صائب نام برده شد و تذکره نویسان همه شعرای این شیوه را پیروان طرز صائب بشمار آوردند.
در دوره صفویه شاید هیچ شاعری به اندازه صائب تبریزی نتوانسته است در شعر، مضمون آفرینی کند و شیوه ای نو چه از جهت محتوا و چه از لحاظ ترکیب کلمات و شکل ظاهری شعر و تعبیرات و تشبیهات بیافریند. از این رو صائب را می توان نماینده واقعی شعر دوره صفویه و سبک هندی دانست. او در قالبهای گوناگون، شعر می سراید اما غزل را بیش از انواع دیگر می پسندد.
به نظر او در شعر اصالت با معنی است شاعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد و این سخن باید همچون کشف تازه ای اعجاب انگیز باشد. آسان نگری و آسان گذری سخن را بی قدر می سازد. برای یافتن مضمون در جهانی که همه چیز کهنه و مکرر است راهی نیست جز اینکه روش نگریستن و برداشتن نو شود، آن وقت است که از هر حقیقت خارجی و هر دریافت وجدانی مضامین متعدد بدست خواهد آمد.

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت
در بند آن مباش که مضمون نمانده است

منابع مضمون های صائب انسان است و جهان، خلقیات آدم که خلقت دوگانه دارد، نیمی فرشته و نیمی اهریمن، و جهان که مجموعه ایست از تضادها، جمع نور است و ظلمت و حیات است و ممات، ذهن او مدام می کوشد که نسبتی و رابطه ای بین انسان و طبیعت و طبیعت و انسان برقرار کند. تجربه او در میدان زندگی شخصی و انفرادی نیست تجربه ای کلی است. مثلاً با اینکه آن سیاح تذکره نویس سمرقندی در وصف عمارت و باغ او در عباس آباد اصفهان نوشته است: «رفیع ترین عمارات و وسیع ترین این سراها دولتخانه میرزا صائب است که زبان گفتار از عهده بیان کرد آن بر نمی آید مگر کار شنودن را به دیدن رسد.» سروده است:

دل دشمن به تهی دستی من می سوزد
برق ازین مزرعه با دیده تر می گذرد
چون داغ لاله سوخته نانیست روزیم
آنهم فلک که به خون جگر می دهد مرا

تضادی که در گفته های صائب می بینیم ،حاکی از کوشش او برای یافتن مضامین نو است. این نوع سخن که نمونه کاملش غزل سبک هندی است به سالهای بسیار قبل از صائب حتی به زمانی قبل از خواجه و در حقیقت بعد از سعدی بر می گردد و در عصر صفوی حسن غزل در اختصاص داشتن هر بیت آن یک معنی و اندیشه خاص است.

بیهوده است اگر عشق و شیدایی را در دیوان صائب جستجو کنیم، شور عاشقی سعدی و شیدایی مولانا ابداً در غزل های او نیست.
از موضوعات رایج غزل صائب حسب حال است، حساسیت شدید و بیقراری و شیدایی، مردم گریزی، حیا و نرم خویی، فرار از تقلید و تعریف از خود ،از مشخصه های روحیه صائب است.

اول از غزلیات شیوا و زیبای صائب شروع میکنم

غزل شمارهٔ ۱

 

اگر نه مد بسم الله بودی تاج عنوان ها
نگشتی تا قیامت نوخط شیرازه، دیوان ها

نه تنها کعبه صحرایی است، دارد کعبه دل هم
به گرد خویشتن از وسعت مشرب بیابان ها

به فکر نیستی هرگز نمی افتند مغروران
اگر چه صورت مقراض لا دارد گریبان ها

سر شوریده ای آورده ام از وادی مجنون
تهی سازید از سنگ ملامت جیب و دامان ها

حیات جاودان خواهی به صحرای قناعت رو
که دارد یاد هر موری در آن وادی سلیمان ها

گلستان سخن را تازه رو دارد لب خشکم
که جز می رساند در سفال خشک، ریحان ها؟

نمی بینی ز استغنا به زیر پا، نمی دانی
که آخر می شود خار سر دیوار، مژگان ها

کدامین نعمت الوان بود در خاک غیر از خون؟
ز خجلت بر نمی دارد فلک سرپوش این خوان ها

چنان از فکر صائب شور افتاده است در عالم
که مرغان این سخن دارند با هم در گلستان ها



شب چو بوسیدم

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

ﺷﺐ ﭼﻮ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﻟﺐ ﮔﻠﮕﻮﻥ ﺍﻭ
ﮔﺸﺖ ﻟﺮﺯﺍﻥ،ﻗﺎﻣﺖ ﻣﻮﺯﻭﻥ ﺍﻭ
ﺯﯾﺮ ﮔﯿﺴﻮ ﮐﺮﺩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﯾﺶ
ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﺑﺎ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺧﻮﯾﺶ
ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺻﺒﺢ ﺍﻣﯿﺪ
ﺩﺭ ﺩﻝ ﺷﺐ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﺪ؟
ﻗﺼﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﺮﺍ ﻧﺒﻮﺩ
ﭼﺸﻢ ﻏﻤﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﺎ ﻧﺒﻮﺩ
ﻏﻨﭽﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺍﻭ ﭼﻮﻥ ﮔﻞ ﺷﮑﻔﺖ
ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺣﯿﺮﺕ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺷﺐ
ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﺷﺐ
ﺑﻮﺳﻪ ﺭﺍ ﺷﺐ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﮔﻔﺖ
ﻣﺎﻩ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﺝ ﺁﺏ ﮔﻔﺖ
ﻣﻮﺝ ﺩﺭﯾﺎ،ﺟﺎﻧﺐ ﭘﺎﺭﻭ ﺷﺘﺎﻓﺖ
ﺭﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﻮ ﺷﺘﺎﻓﺖ
ﻗﺼﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺎﺯ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺖ ﻗﺎﯾﻖ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ
ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﯿﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ
ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ
ﺩﻝ ﻧﺒﻮﺩ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺯ ﺗﺸﻮﯾﺶ ﺍﻭ
ﻟﯿﮏ ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﺂﻥ ﻧﺎﭘﺨﺘﻪ ﻣﺮﺩ
ﺑﺎ ﺯﻧﯽ ﺍﻥ ﺭﺍﺯ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺯﻥ ﻣﺮﺩ ﻏﺎﻓﻞ ﺭﺍﺯ ﺭﺍ
ﺁﻥ ﺗﻬﯽ ﻃﺒﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯ ﺭﺍ
ﻻﺟﺮﻡ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍﺯ ﻧﻬﻔﺖ
ﻗﺼﻪ ﮔﻮﯾﺎﻥ ،ﻗﺼﻪ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ
ﺯﻥ ﺑﻪ ﻏﻤﺎﺯﯼ ﺩﻫﺎﻥ ﻭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺭﺍﺯ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻓﺸﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺷﻌﺮ ﺍﺯ ﺭﻫﯽ ﻣﻌﯿﺮﯼ



شعری از ژولیده نیشابوری

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺧﺎﻧﮥ ﻣﻦ ﮐﻦ / ﻣﺼﻔﺎ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﻣﻦ
ﺑﻤﻦ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺍﻓﺸﺎ ﮐﻦ / ﻣﺪﺍﻭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﻣﻦ
ﺍﮔﺮ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﯾﺪﻝ ﮐﻠﯿﺪ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺭﺍ
ﺑﯿﺎ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ / ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎ ﻣﻦ
ﺑﯿﺎﻓﺸﺎﻥ ﻗﻄﺮﮤ ﺍﺷﮑﯽ / ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﺵ
ﺑﯿﺎﻭﺭ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺧﻼﺹ / ﺩﺭﯾﺎ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎ ﻣﻦ
ﺍﮔﺮ ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺮﻭﯾﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ / ﺩﻝ ﺑﺪ ﻣﮑﻦ ﺑﺎﺯ ﺁ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻕ ﺍﻟﺒﺎﺏ ﮐﻦ / ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎ ﻣﻦ
ﺑﻤﻦ ﮔﻮ ﺣﺎﺟﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ / ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺁﻧﯽ
ﻃﻠﺐ ﮐﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ / ﻣﻬﯿﺎ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﻣﻦ
ﺑﯿﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻭﻗﻮﻉ ﻣﺮﮒ ، ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ ﺣﺒﺎﺑﺖ ﺭﺍ
ﺑﯿﺎﻭﺭ ﻧﯿﮏ ﻭ ﺑﺪ ، ﺟﻤﻊ ﻭ ﻣﻨﻬﺎ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﻣﻦ
ﭼﻮ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻧﻌﻤﺖ ﮐﻦ
ﻏﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﺨﻮﺭ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﻣﻦ
ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮔﻨﻪ ، ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺸﻮ ﻧﻮﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ
ﺗﻮ ﻧﺎﻡ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﻨﻮﯾﺲ ، ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﻣﻦ ...

ژولیده نیشابوری