تبلیغات
نمین Namin - مطالب فرهنگی

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

شعری از غلی قیصری

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

دو سه روز است که بی زمزمه در شیرازم
هق هق نیمه شبم پــــرده گشـــود از رازم

نـه، نبایـد بکنـم شکــوه ای از بخــت بـدم
شــــــده از روز ازل درد و بـــلا دمســـازم

سوز و سرمای بدی دور و برِ لانه ی ماست
می کنــد بادِ خــــــزان دل زده از پـروازم

سینه ام زیــر فشـار و تنــــــم آبستـن درد
مــانـده ام بار غــمم را بـه کجــــا انــدازم

مونسم می رود از دست خـــدایا چه کنم
هـــرچه فـــــریاد کنم کس نکنـد در بــازم

لحظه ای بـر ســر سجــاده دعـــایی بکنید
کــه بــه هنــگام دعــــا منتظــر اعجــــازم

زدم از مِهــر عسل روی لبـم مُهــر سکوت
گــــرچه از سوز دلــــم سـاز پـــر از آوازم

   علی_قیصری 



صبحت بخیر

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

غنچه ی بنشسته دراشعار من؛صبحت بخیر!
چشمهایت هسته ی افکار من؛صبحت بخیر!

خنده ی لبهای تو شیرینی دنیای من
قبلگاه و محرم اسرار من؛ صبحت بخیر!

باز دم های تو شد دم های شورانگیر من
با توام شیرین ترین دلدار من؛ صبحت بخیر!

حس خوب بودنی در عصر سیمانی و سنگ
پیچک پیچیده بر گفتار من؛ صبحت بخیر!

ماه شبهای من و خورشید روز روشنم
بی حضورت هم خدا انکار من؛ صبحت بخیر!

تا که باران میشوی خیس از حضورت میشوم
ای دلیل رویش آثار من؛ صبحت بخیر!

چشمه ی جوشان ایمان منی بی شک ببین!
بنده ی کویت شدن اقرار من؛ صبحت بخیر!

 تا دل بی قرار من رفت به چین زلف او
دید هزار دل نهان خورده گره به موی او

مرغک دل به سینه ام گشته اسیر و مبتلا
من پی دل روان و او دربدر تو کو به کو

دکتر قاسم ذاکری



شعر ترکی خاقانی

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

جانیم نه قدر وار منه جانان سن اولارسان
جاندان دا عزیز اولسا بیر اینسان سن اولارسان
سن ایندیه دک قلبیم اوچون قلب دین ای یار
بون دان سورادا جانیم اوچون جان سن اولارسان
هر یاره م ایر اولسا اونون مرهمی سن سن
هر دردیم اولارسا اونا درمان سن اولارسان
کونلون نئجه ایسترسه ائیله ور منه فرمان
عومروم نه قدر وار منه سولطان سن اولارسان
ائیلرسم اگر شرحینی ایمانیله کوفرون
باش حرفیله سر لوحه دیوان سن اولارسان
بوندان بئله آلادتما منی کوفرله دین له
خاقانیه هم کوفر و هم ایمان سن اولارسان
خاقانی نه دیر گلسن اگر ای گوزو شهلا
البته کی خاقانیه خاقان سن اولارسان.



انسانم آرزوست

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

انسانم آرزوست

آمدی روزی که دیگر آشنایم نیستی
آن طنین جاری سبزی صدایم نیستی
باده نوش پا به پای بزم شب های غمم
دیگر آن می نوش مست پا به پایم نیستی
جان و عمر و زندگی و شور و شعر و شادی ام
روزگاری بودی و حالا برآیم نیستی
باورم را خط زدی من خود خدا کردم تو را
باور خط خورده‌ام، دیگر خدایم نیستی
سوژه ی اشعار و مضمون غزل یادت بخیر 
چند سالی می شود، در شعر هایم نیستی
آمدی روزی که دیگر هیچ کس در خانه نیست 
در نزن .... وقتی که دیگر آشنایم نیستی ....!

"سیامک -کیهانی "



فروغی نسطامی

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

آن که نهاده در دلم حسرت یک نظاره را

بر لب من کجا نهد لعل شراب خواره را

رشته ی عمر پاره شد بس که ز دست جور او

دوخته ام به یکدیگر سینه ی پاره پاره را

کشته ی عشق را لبش داده حیات تازه ای

ورنه کسی نیافتی زندگی دوباره را

با همه بی رحمی باز به رحمت آمدی

لختی اگر شمردمی زحمت بی شماره را

برده نگاه چشم او از همه نقد هوش را

بسته سپاه عشق او بر همه راه چاره را

ز آه شررفشان من نرم نمی شود دلش

آتش من نمیکند چاره ی سنگ خاره را

تاننهی وجود خود بر سر کاربندگی

خواجه ی ما نمی خرد بنده ی هیچکاره را

خنجر خون فشان بکش، آنگه استخاره کن

از پی قتل من ببین خوبی استخاره را

چند ز دود آه خود، شب، همه شب، فروغیا

تیره کنم رخ فلک خیره کنم ستاره را



غزلی از مولانا

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی
بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی
چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی
در خیبر است برکن که علی مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان
بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش
چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان
که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی

مولانای جان



سرگذشت یه بچه تنبل:

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠،
ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان ﯾﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ،
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،
ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی،
ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ
ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ
معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ،
ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ اصفهان ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ
ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯿﺤﻮﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ..
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ.......
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ،
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. ﻣﯿﺪوﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ..
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ،
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽ ﺯﺩ.
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﻨﻮﺷﺖ،
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ:
ﻋﺎﻟﯽ
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ
ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ
ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ....

ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ
امیرمحمد نادری قشقایی
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ
ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ...



دو رباعی از خیام

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

خاکی که بزیر پای هر نادانی است
کف صنمی و چهره ی جانانی است

هر خشت که بر کنگره ایوانی است
انگشت وزیر یا سلطانی است

دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست

گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست




چهار رباعی از خیام

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


چون چرخ بکام یک خردمند نگشت /خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت/ چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت
* * *
چون لاله بنوروز قدح گیر بدست / با لاله رخی اگر ترا فرصت هست
می نوش بخرمی که این چرخ کهن/  ناگاه ترا چون خاک گرداند پست
* * *
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست/  نتوان به امید شک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جام می از کف دست/  در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست
* * *
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست / چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست /  پندار که هرچه نیست در عالم هست



چگونه سریع و تند بخوانیم و از یاد نبریم؟

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


چگونه سریع مطالعه کنیم؟ چگونه تند خوانی کنیم و چگونه مطالبی که سریع می خوانیم را از خاطر نبریم؟ این مهارت که نتنها در بین دانشجویان و دانش آموزان بلکه در میان بسیاری از کسانی که علاقه به مطالعه دارند بسیار مورد توجه است و یک مهارت بسیار کاربردی برای هر شخصی به حساب می آید. در این مقاله از هاو کن یو به شما آموزش خواهیم داد که چگونه با سرعت بیشتر و در وقت کمتر مطالب بیشتری را بخوانید و البته فرا بگیرید.

بسیاری از افراد نمی دانند که روشی که ما در کودکی برای خواندن یک متن فرا گرفتیم اشتباه بوده و بر روی مهارت های خواندن و مطالعه کردن ما در دوران بزرگسالی تاثیر منفی داشته است. اما در این مقاله از هاو کن یو به شما آموزش خواهیم داد که چگونه می توانید مهارت بسیار کاربردی تند خوانی را یاد بگیریم.

مهارت هایی که در ادامه برای شما کاربران عزیز هاو کن یو ذکر می کنیم همگی ساده و قابل اجرا هستند و تنها تمرین در این نوع مهارت ها تند خوانی شما را تضمین خواهد کرد. اما قبل از اینکه شروع به کار کنیم باید بگوییم

هدف از مطالعه کردن و خواندن چیست؟

شاید سوال ابلهانه ای به نظر برسد ولی باید بگوییم که در همین مرحله اول باید بدانیم که هدف از مطالعه ما چیست. مطمئنا این سوال دایره گسترده ای از پاسخ ها را شامل می شود ولی اگر بخواهیم به صورت اجمالی بررسی کنیم باید بگوییم که دریافت، کسب و انتقال اطلاعات، تحصیلات، لذت و سرگرمی، و هزاران پاسخ دیگر می توانند پاسخ این سوال باشند. با این حال مهم ترین هدف مطالعه که انقال دانش از فرد، مکان و زمانی خاص به فرد ، مکان و زمان دیگر است را نباید از خاطر ببریم. با هر هدفی که مطالعه می کنید این تعریف را به خاطرداشته باشید. بعدا بیشتر به چراییه توجه به این مورد خواهیم پرداخت.

1صدای درون خود را متوقف کنید

زمانی که کوچک بودیم یاد گرفتیم که با صدای بلند تک تک کلمات را برای خود از روی کتب و … بخوانیم، اما با گذشت زمان کم کم این عادت از سر ما خارج شد و میل به مطالعه و زمزمه آن در درون خود خو گرفتیم.

هرچند این مورد بدون مشکل به نظر می رسد اما باید به شما کاربران هاو کن یو بگوییم که مشکل اینجاست که چشم های ما لغات و جملات را به مراتب سریع تر از صدای درون ما تشخیص می دهند، که همین مورد به کند شدن شما در مطالعه می انجامد. پس در اولین قدم میبایست صدای درون خود را به هنگام مطالعه برای همیشه کنار بگذاریم. دیگر لازم نیست هر آنچه را که می خوانید در درون خود مجدد زمزمه کنید. در ابتدا این کار شاید کمی سخت به نظر برسد، ولی با کمی تمرکز و تمرین و البته انجام ورزش های ذهنی همانند مدیتیشن این کار به راحتی امکان پذیر می شود. شاید باورتان نشود ولی همین کار ساده که البته شاید کمی زمان بر باشد، به راحتی سرعت مطالعه شما را طی چند روز دو و یا حتی سه برابر می کند.

2تنها لغات مهم را با چشم خود اسکن کنید

مورد دیگری که به شما در دوران کودکی آموزش داده شد و موجب کند شدن شما در خواندن می شود، دقت بر روی لغت به لغت متن یا کتاب و مقاله است که کار درستی نیست، اما شما در هاو کن یو یاد می گیرید که ذهن شما یک قابلیت بسیار جالب دارد و آن هم پر کردن جا های خالی است. پس چرا از این قابلیت فوق العاده مغز خود استفاده نکنیم.

بعد از اینکه بر روی مهارتی قبلی و شماره یک کار کردید و یاد گرفتید بدون زمزمه درونی آنچه میبینید و مطالعه می کنید را بخوانید، حال کم کم باید روی مهارت نگاه بر روی گروهی از لغات و یا جملات کار کنید، به این صورت که مثلا به جای خواندن “آن” “گربه” “دیوانه” “وار” “راه می رفت” می توانید با دیدن “گربه” و “دیوانه” و “راه رفتن” همگی را به جای یک به یک معنی کردن، راه رفتن گربه دیوانه را به صورت یک فایل و نه جدا جدا در ذهن خود معنی و تفسیر کنید. بعد از تمرین بر روی این مهارت حال به جای خواندن به صورت لغت به لغت با یک نگاه گروهی از کلمات را دیده و و در کسری از ثانیه آن را بخوانید. و با تمرین بیشتر حال در یک پاراگراف به صورت ناخواسته برخی از لغات برای ذهن شما متمایز می شوند و چشم شما تنها آن ها را مشاهده می کنید و سایر لغات را که چشم شما ندیده است ذهن این توانایی را دارد که آن ها را پر کند. این کار صرفه جویی در زمان و انرژی است.

برای مثال در عبارت زیر

در حقیت مهم ترین نگرانی گربه غذا نبود بلکه این گربه نگرانی مهمتری همچون نحوه مراقبت صاحبش از او را داشت

پس از انجام تمرینات بالا به زودی ان عبارت به این صورت برای شما تداعی خواهد شد

مهم ترین نگرانی گربه_ غذا نبود_ مراقبت بود

به این صورت شما بیش از ۹۰ درصد معنی را با چیزی حدود ۵۰ درصد لغات خواهید دریافت کرد.

با اسکن کردن پاراگراف ها با چشم خود به این روش که البته احتیاج به زمان و تمرین دارد شما دیگر اصلا لازم نیست لغت به لفت یک پاراگراف یا یک صفحه را بخوانید.

3تنها اولین و آخرین جمله پاراگراف را بخوانید

اگر این حقیقت را قبول کنیم که هدف اصلی مطالعه و خواندن انتقال اطلاعات مختلف در بخش های مختلف است چرا باید خود را در گیر لغات و جملات اضافی کنیم. مگر اینکه شما برای لذت اقدام به مطالعه یک داستان یا رمان کنید. این بدان معناست که شما اگر با یک یا دو جمله تمام مفهوم یک پاراگراف را متوجه می شوید پس دیگر لازم نیست تمام پاراگراف را مطالعه کنید.

اکثر کتاب هایی که جنبه ادبیاتی ندارند و صرفا مفهوم یا دانشی را منتقل می کنند معمولا خیلی خوب نگراش نمی شوند. نویسنده بسیاری از مواقع برای توضیح بیشتر ناچارا جملات بیشتری هم استفاده می کند. په بسیار مواقعی که اصلا جملات و مفاهیم تکراری می شوند یا اصلا از مثال برای توضیح بیشتر استفاده میشود و این در حالیست که شما با همان جمله اول و یا آخر پاگراف مفهوم را متوجه شده اید پس دلیل هدر دادن وقت و زمان و انرژی برای مطالعه مابقی پاراگراف چیست.

اما چرا جمله اول و آخر پاراگراف؟ حتما شما هم بار ها شده است که برای مطالعه اجمالی هر کتاب، مقاله، عبارت و یا پارگراف مقداری از ابتدای ان و یا آخر ان را مطالعه کرده اید. این نکته توسط ویراستار ها و کسانی که کتاب می نویسند هم کاملا درک شده است. پس در همان ابتدا مفهوم اصلی را ذکر و سپس اقدام به توضیحات می کنند و در انتهای پاراگراف مجدد گذری به مفهوم اصلی میزند. شما با نگاهی به ابتدا و انتهای پاراگراف اگر منظور را متوجه نشدید سپس می توانید به مطالعه ادامه پاراگراف بپردازید.

4پاراگراف، بخش، فصل یا اصلا کل کتاب را کنار بزنید

چه بسیار مواقعی که شما در حال مطالعه هستید و به قسمت، بخش و یا فصلی می رسید که یا آن را جایی دگیر مطالعه کرده اید یا اطلاعات خوبی در آن را بطه دارید و یا اصلا از دید شما سودمند به نظر نمی آید. به عنوان مثال بخشی از کتاب درسی که در حال مطالعه هستید صرفا به توضیح موردی پرداخته است که شما در درس و یا کتابی دیگر با آن مورد آشنایی کاملی داشته اید. این مورد شاید کمی عجیب و غریب به نظر برسد ولی در بسیاری از کتب شاید نصف و یا یک چهارم آن شامل چیزی باشد که شما واقعا به دنبال آن هستید.

5هایلایت کنید یا موارد اصلی را متمایز کنید

مطمئنا شما تمام آن چیزی را که یکجا مطالعه می کنید با جزئیات به خاطر نخواهید آورد،  پس بسیار مهم است که توانایی بازیابی اطلاعات مطالعه شده را در کمترین زمان ممکن داشته باشید.

به نظر بسیاری از کارشناسان استفاده از ابزار ها به هنگام مطالعه بیش تر از آن چیزی است که باید باشد و فرد و حواس وی را از مطالعه پرت می کند، با این حال استفاده از وسایل ساده همچون یک مداد و یا هایلایتر برای متمایز کردن برخی جملات و یا عبارات کمک شایانی به شما می کند،

6استفاده از یک اشاره گر

با استفاده از مداد یا خودکار و یا وسیله ای مشابه سعی کنید خط را به چشمان خود نشان دهید چرا که چشم شما ممکن است خط را گم کرده و ثانیه هایی را برای پیدا کردن مجدد خط مورد نظر از دست بدهید و نهایتا مفهوم مطالعه شده از دست برود.

7بدانید کی سرعت را کم کنید

شما کاربران هاو کن یو باید بدانید که شاید تمامی تند خوانی در رابطه با کنترل باشد و نه سرعت. برخی افراد مهم ترین مهارت را در تند خوانی سرعتشان در تمام کردن یک صفحه می دانند و این در حالی است که موارد کمی را از بخش مطالعه شده به خاطر می آورند.

بله سرعت عمل هم در این امر مهم است اما شما باید بدانید چه زمانی این سرعت را بیشتر و چه زمانی کمتر کنید. اگر با بخشی از کتاب یا مقاله و .. مواجه شدید که بار اطلاعاتی، معنایی و مفهومی پایینی دارد حال زمان آن رسیده است که سرعت خود را بالا ببرید، اما اگر به بخش های پر مایه و مفهوم مطالعه خود رسیده اید مطمئنا تمر کز بیشتر و سپری کردن تایم بیشتر در این بخش ها امری اجتناب ناپذیر است.

8تمرین کنید

کلید موفقیت در هر یک از این موارد ذکر شده تمرین است. انتظار نداشته باشید با یک روز مطالعه به همه این مهارت ها دست پیدا کنید.



  • تعداد کل صفحات:26 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...