تبلیغات
نمین Namin - مطالب جامعه

نمین Namin

نمین، شهر فرهنگ و ادب

 

حکایتناخوش خر خورده

 

نوع مطلب :جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

حكیمی پسری داشت و برای اینكه فوت و فن طبابت را به او یاد بدهد او را همراه خود به عیادت بیمار میبرد.
روزی حكیم‌باشی به عیادت بیماری رفت. از قضا حال مریض بسیار بد بود و بستگانش پریشان بودند، اما پسر دید که پدرش خود را از تک و تا ننداخته و مشغول معاینه ناخوش است.
حكیم‌باشی كاركشته كه بارها در این تنگناها گیر كرده بود با طول و تفصیل مریض را معاینه كرد و بعد اخم‌هایش را درهم کرد و با تغیر گفت:
مگر نگفتم مواظبش باشید و نگذارید ناپرهیزی كند؟
اطرافیان مریض جا خوردند و از میان آنها یكی من و من کنان گفت: نه خیر ناپرهیزی نكرده، نگذاشتیم ناپرهیزی كند.
اما حكیم‌باشی با خاطرجمعی فراوان جواب داد: نه خیر، حتماً ناپرهیزی كرده اگر ناپرهیزی نكرده بود با آن نسخه من تا حالا هم تبش بریده بود، هم حالش خوب شده بود.
توپ و تشر حكیم‌باشی كار خود را كرد و یكی از كسان بیمار گفت: تقصیر از ما شد كه روبه‌روی او خربزه پاره كردیم. او هم چشمش دید دلش خواست. دیدیم مریض گناه دارد، یك قاچ نازك به او دادیم.
پسر حكیم وقتی كه دید همه با تعجب و تحسین به پدرش نگاه می كنند خوشحال شد كه چنان پدری دارد.
وقتی به خانه برگشتند، پسر حكیم‌باشی با اصرار از پدرش خواست تا بگوید از کجا فهمیده مریض ناپرهیزی کرده است. حكیم‌باشی بادی به گلو انداخت و گفت: پسر جان وقتی میگویم که به عیادت مریض میرویم حواست را جمع کن برای همین است.
مگر ندیدی در گوشه ای از حیاط پوست خربزه افتاده بود.
هروقت نسخه دادی و حال مریض خوب نشد به دور و بر رختخواب، به این ور و آن ور اتاق و حیاط نگاه كن. اگه دانه اناری یا یه تكه پوست خربزه افتاده بود بدان كه از آن به مریض دادند.
مدتی گذشت و حكیم ‌باشی زكام سخت شد و در خانه افتاد.
از قضا یك روز جهت عیادت بیماری به دنبالش آمدند و حکیم به خیال اینکه پسرش به فوت و فن کار وارد است او را به سراغ بیمار فرستاد. پسر به دیدن مریض رفت و نسخه ای داد.
پس فردای آن روز كه دوباره به عیادت بیمار رفت ناخوش حالش بدتر شده بود. پسر هم تمام آن ادا و اطوارهای پدرش را درآورد و دست آخر بادی به گلو انداخت و گفت:
نگفتم نگذارید ناپرهیزی كند؟ یكی از بستگان ناخوش گفت: ابداً، اصلاً ما دست از پا خطا نكرده‌ایم، شما هرچه گفته‌اید ما مو به‌ مو انجام دادیم.
پسر حكیم‌باشی با اوقات تلخی فریاد زد: نه خیر ناپرهیزی كرده. حتماً ناپرهیزی كرده. از سماجت و پافشاری او اطرافیان بیمار ذله شدند و گفتند آخر چه ناپرهیزی کرده شما بگو.
پسر هم فریاد زد ناخوش خر خورده که اینجور بد حال شده است. اطرافیان لحظه ای ساکت شدند و ناگهان به خنده افتادند. انقدر خندیدند که پسر خجالت زده مثل موش از اتاق خارج شد و به منزل برگشت.
در بازگشت به منزل حکیم باشی ماوقع را از او سوال کرد و وقتی فهمید که چه دسته گلی به آب داده دو بامبی به سرش کوبید و گفت ابله، آخر تو از کجا به این فکر افتادی که ناخوش خر خورده؟
پسر گفت وقتی حسابی اطراف بیمار را وارسی کردم و چیزی نیافتم از پنجره به حیاط نگاهی انداختم و تنها چیزی که دیدم پالون خری در گوشه حیاط بود و خیال کردم ناخوش خر خورده است....



یاد دوست

 

نوع مطلب :جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


گفت: از دوست چه خواهی که تو را شاد کند
گفتم: از دوست همین بس که زما یاد کند


داستان خواندنی!!

 

نوع مطلب :جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمیکرد فرزندی هم نداشت وتنها با همسرش زندگی میکرد در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان میداد روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر میشد مردم هر چه اورا نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخای در جواب میگف نیاز شما ربطی به من نداره بروید از قصاب بگیرید تااینکه او مریض شد احدی به عیادت او نرفت این شخص در نهایت تنهایی جان داد هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود همسرش به تنهایی او را دفن کرد اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد اوگفت کسی که پول گوشت رامیداد دیروز از دنیا رفت!!

زودقضاوت نکنیم ...



شخصیت شناسی از روی امضای افراد

 

نوع مطلب :جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


رقابت دانش آموزان مدارس بر سر امضا بسیار جالب است. شاید این موضوع را در دوران تحصیل خودتان تجربه کرده باشید. تعدادی دانش آموز که در گوشه ای از مدرسه یا کلاس ایستاده اند و بر روی یک تکه کاغذ خطوطی را به عنوان امضاء رسم می کنند و آن را به رخ یکدیگر می کشند. معمولا یکی از ملاک های امتیاز در این مرحله سنی دانش آموزان نوجوان در مورد امضا سخت بودن آن است یعنی از نظر آنان امضایی که جعل یا کپی برداری از روی آن برای دیگران مشکل تر باشد امضاء بهتری است.

جالب است بدانید که اکثر خطوطی که به عنوان امضا از دوران نوجوانی انتخاب می شود اولین بار به صورت کاملا تصادفی رسم می گردد و همین روانشناسان را به این نتیجه رسانده که احتمال دارد مطالعه بر روی این خطوط، گوشه ای از شخصیت افراد را آشکار کند. نتایج تحقیقات آنها نیز جالب است:

کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند.
کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می کنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.

کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.
کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسان‌های منظم هستند.

کسانی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند.
کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکاک هستند.

کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.
کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.

کسانی که اسم شان را می‌نویسند و روی اسم شان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند.


منبع:
seemorgh.com/entertainment

اسب اصیل

 

نوع مطلب :جامعه ،زندگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

داستانی پند اموز حتما بخونید جالبه.... مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند. باد‌یه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، با ید به فکر حیله‌ای باشم.روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ی جاده‌ای دراز کشید. او می‌دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور می‌کند. همین اتفاق هم افتاد...

مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد. مرد گدا ناله‌کنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخورده‌ام نمی‌توانم از جا بلند شوم دیگر قدرت ندارم.

مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد. مرد متوجه شد که گول بادیه‌نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می‌خواهم چیزی به تو بگویم.

بادیه‌نشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد.

مرد گفت: تو اسب مرا دزدیدی. دیگر کاری از دست من برنمی‌آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن. برای هیچ‌تعریف نکن که چگونه مرا گول زدی.

بادیه‌نشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟

مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درمانده‌ای کنار جاده‌ای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگری به او کمک نخواهد کرد. بادیه‌نشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد.


با کسی که زیاد قهر می‌کند چگونه برخورد کنیم؟

 

نوع مطلب :زندگی ،جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


یکی از رفتارهایی که با قاطعیت می‌توان گفت، نتیجه معکوس می‌دهد، قهر کردن است. حتی در زمان‌هایی که فرد با استفاده از این رفتار به هدف خود رسیده باشد، اگر بررسی دقیق و همه‌جانبه‌ای انجام شود، متوجه می‌شود که در ازای این رفتار امتیازهای دیگری را از دست داده است. مهم‌ترین امتیازی که از دست…

یکی از رفتارهایی که با قاطعیت می‌توان گفت، نتیجه معکوس می‌دهد، قهر کردن است. حتی در زمان‌هایی که فرد با استفاده از این رفتار به هدف خود رسیده باشد، اگر بررسی دقیق و همه‌جانبه‌ای انجام شود، متوجه می‌شود که در ازای این رفتار امتیازهای دیگری را از دست داده است. مهم‌ترین امتیازی که از دست داده می‌شود، کمرنگ‌شدن صمیمیت بین دو نفر است که باعث سست شدن روابط خواهد شد. همین یک مورد کافی است که سرآغازی باشد برای ورود به مشکلات بعدی.


کسی که قهر می‌کند، مهارت گفت‌وگو و مذاکره، مهارت همدلی و مشورت، مهارت حل مساله و مهارت مدیریت هیجان را ندارد،

اصولا افرادی که این مهارت‌ها را بلد نیستند، اعتمادبه‌نفس پایینی دارند.

هر رفتاری که تقویت شود، بیشتر بروز می‌کند و این یک اصل است. بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم، افرادی که زیاد قهر می‌کنند، حتما تقویت شده‌اند، یعنی قهر برای آنها پیامد مثبتی داشته و آنها تصمیم گرفته‌اند از این رفتار به‌عنوان یک ابزار مناسب برای خودشان استفاده کنند. برای اینکه این تقویت از آنها گرفته شود، نقش دیگران در برابر این افراد بسیار پر رنگ و مهم است. در ارتباطات همسران، نقش همسر بسیار مهم است. پس فقط کافی است، رفتار قهر کردن همسرتان، به تقویت منجر نشود. یعنی همسری که قهر می‌کند به خواسته‌اش نرسد!

در این شرایط باید قاطعانه به همسر خود گفت: «من آماده‌ام بنشینم و با تو صحبت کنم، حرف‌های همدیگر را بشنویم و مذاکره کنیم و در مورد خواسته‌ها و انتظاراتمان صحبت و مشکلاتمان را بررسی کنیم، در این صورت من می‌توانم به تو و خواسته‌هایت توجه کنم و حرف‌هایت را بشنوم. اگر غیر از این باشد، من نمی‌توانم کاری برایت انجام دهم. با قهر و این‌گونه رفتارکردن، هیچ شانسی وجود نخواهد داشت و من هرگز نمی‌توانم این‌گونه به تو و انتظارات تو توجه کنم.

بدین طریق قاطعانه عنوان می‌شود که تنها راه شنیده‌شدن و کسب توجه، مذاکره و حل مساله است و با قهر کردن نتیجه‌ای عاید فرد نخواهد شد.

بنابراین همسران باید سعی کنند سهم خودشان را در شکل‌گیری رفتار نادرست، شناسایی و به همان اندازه در خود تغییراتی ایجاد کنند و مطمئن باشند تغییر مثبت در رفتارشان، نتیجه‌بخش خواهد بود.

نسرین ابراهیم‌زاده کارشناس ارشد روان‌شناسی و زوج‌درمانگر

منبع: هفته نامه سلامت



تیپ شخصیتی شما کدام است؟

 

نوع مطلب :زندگی ،جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


طبق گفته روانشناسان، تیپ شخصیتی به معنای خصوصیات جسمی و روانی خاصی است که آدم‌ها را از همدیگر مجزا می‌کند. به عبارتی هر انسانی در دنیا براساس زندگی و تجربیاتش به یکی از این مدل ها(تیپ ها) نزدیک تر است. برای آشنایی با این تیپ‌ها و خصوصیات هرکدام، بخوانید:

تیپ شخصیتی چیست؟

چرا برداشت و برخورد افراد در مواجهه با موقعیت های یکسان باهم متفاوت است؟

من جزو کدام دسته از تیپ های شخصیتی هستم؟

معمولا هرگاه سخن از تیپ شخصیتی می شود، هرکدام از ما ممکن است یکی از این سوالات به ذهنمان خطور کند. قبل از آنکه جزییات آدم های دارای هرتیپ شخصیتی را بشناسیم، با این عبارت آشنا می شویم.

طبق گفته روانشناسان، تیپ شخصیتی به معنای خصوصیات جسمی و روانی خاصی است که آدم‌ها را از همدیگر مجزا می‌کند. به بیان دیگر، آدم‌هایی که تحت یک تیپ شناسایی می‌شوند، رفتارها و اندیشه‌های تقریبا مشابهی دارند. به اعتقاد کارشناسان، هر فردی مدل شخصیتی ویژه خود را دارد و با توجه به مدل شخصیتی‌اش با هر موضوعی رفتار می کند. به عبارتی هر انسانی در دنیا براساس زندگی و تجربیاتش به یکی از این مدل ها(تیپ ها) نزدیک تر است. برای آشنایی با این تیپ‌ها و خصوصیات هرکدام، با  زهرا قاهری، کارشناس ارشد روانشناسی به گفت و گو نشستیم.

 

دسته بندی تیپ های شخصیتی:

 

تیپ1) اصلاح گر

  • - این افراد، سختگیر و مشکل پسندند. تعجب نکنید اگرچندین بار برای خرید بروند و دست خالی بازگردند
  • - دایم ایراد می گیرند
  • - انتقاد می کنند
  • - بسیار تمیز و منظم هستند
  • - مودبند
  • - کمی وسواسی اند
  • - بهترین ها را می‌خواهند
  • - کیفیت برایشان اهمیت خاصی دارد.
  • - افرادی وظیفه شناس و با اخلاق، همراه باحسی قوی از بایدها و نبایدها هستند.
  • - به شدت خواهان بهبود اوضاع فلاکت بارند، به خصوص فلاکت اخلاقی
  • - آنها حتی به قیمت قربانی شدنشان خواهان ارزش های والا هستند.

تاریخ پر از تیپ هایی است که زندگی راحت خود را رها کرده و به دنبال چیزی خارق‌العاده رفتند، چون احساس می کردند چیز برتری آنها را فرامی خواند. مثلا گاندی همسر، خانواده و شغل وکالتش را رها کرد تا طرفدار دوره گرد استقلال هندوستان و تغییرات اجتماعی مسالمت آمیز شود.

 

تیپ2) مددکار

افراد متعلق به این گروه شدیدا مهربانند و عاشق کمک کردن به دیگران. اغلب برای کمک منتظر درخواست دیگران نیستند و به محض اینکه احساس کنند جایی حضورشان نیاز است درنگ نمی کنند. افرادی همدل، صادق و مهربان هستند، بسیار دوستانه برخورد می کنند، سخاوتمند و فداکارند، آنان اعتقاد دارند که همیشه باید دیگران را بر خود مقدم بدارند.

 

تیپ3) موفقیت طلب

  • برای پیشرفت سخت کار می کنند 
  • - جویای نام و مقام
  • - پرکار
  • - رقابت جو
  • - برای پیشرفت کردن، دست به هر اقدامی که لازم باشد، می زنند.
  • - پرانرژی
  • - فعال
  • - کاردان
  • - هدف گرا 
  • - با اعتماد به نفس هستند.
  • - دوست دارند مفید واقع شوند. 
  • - یک لحظه هم بیکار نمی مانند.
  • - برای آنها مهم است که موفق باشند.
  • - موفقیت های دیگران را با خود می سنجند و ارزش گذاری می کنند.

 

تیپ4) رمانتیک

  1. - بسیار احساساتی و زودرنجند.
  2. - معمولا غمگینند.
  3. - حالات روحی متغیر دارند و هرروز ممکن است حالت روحی متفاوت با روز قبل داشته باشند.
  4. - احساس افسردگی در این گروه متداول است و ممکن است منجر به این شود که روزها در رختخواب به سر ببرند و مدام به اشتباهات غیرقابل جبران گذشته فکرکنند و به ندرت در زمان حال زندگی می کنند.
  5. - اشتغال ذهنی آنها با امور از دست رفته است.
  6. - آنچه در دسترس است، بی‌ارزش است و آنچه به دست‌آوردنش سخت است را می‌خواهند.
  7. - خواستار توجهند و عدم توجه آنها را غمگین می‌کند.

 

تیپ5) کنجکاو و فکور

  1. - این افراد بسیار درونگرا هستند (از بودن در جمع لذت نمی برند و اجتماع گریزند).
  2. - قادر به ابراز احساسات خود نیستند.
  3. - به این افراد معمولا کنجکاو و محقق می گویند، چون آنان بیشتر از دیگر تیپ های شخصیتی به دنبال فهمیدن چرایی و چگونگی اشیا و پدیده ها (در     کهکشان‌ها، دنیای میکروسکوپی، حیوانات، گیاهان و... و حتی دنیای درونی شخصیت خودشان) هستند.آنان می خواهند بدانند که دنیا چگونه کار می کند و همیشه در حال جست وجو، پرسش و تعمق در چیزهای گوناگونند.

 

تیپ6) شکاک

  • به همه چیز سوء ظن دارند.
  • - افرادی محتاط هستند و می خواهند بدانند که در ذهن دیگران راجع به آنها چه می گذرد.
  • - افرادی وظیفه شناسند.
  • - معمولا اضطراب دارند.
  • - دوست دارند وظیفه آنها در جایی که هستند، مشخص و تعریف شده باشد.

 

تیپ7) خوش بین و خوش‌گذران

  • - اینان اعتقاد دارند که باید خوش بین بود و برای داشتن یک زندگی خوب از همه امکانات استفاده کرد.
  • - به دنبال گزینه های لذت بخش هستند. 
  • - خوش بین و ماجراجو هستند. 
  • - از رنج و زحمت دوری می کنند.
  • - برون‌‌گراترین تیپ هستند.
  • - اجتماعی و رفیق باز هستند.

 

تیپ8) حامی و قدرت طلب

  • - به دنبال قدرت و تسلط بر دیگران هستند.
  • - دوست دارند مدیر و رهبر باشند و دستور بدهند.
  • - نمی خواهند تحت کنترل دیگران باشند یا قدرت در دست دیگری باشد.
  • - بسیار کنترل کننده هستند. 
  • - آمرانه با دیگران رفتار می کنند.
  • - اگر دیگران خصوصا زیردستان آنها، از آنان اطاعت نکنند، سخت بر آشفته می شوند.
  • - در عین حال حمایت کننده هم هستند و از زیر دستان خود حمایت می کنند، ولی به این شرط که افراد، مطیع اوامرشان باشند.

 

تیپ9) صلح طلب

  • - دنبال آرامش و صلح و آشتی با دیگرانند.
  • - همواره می خواهند میانجی شوند تا بین دیگران آشتی بر قرار کنند.
  • - دنبال توازن بوده و پذیرا، مهربان و آسان گیر هستند.
  • - این افراد بیشتر از تیپ های دیگر برای رسیدن به صلح و آرامش برای خود و دیگران فداکاری می کنند.




منبع:nasle-farda.ir


شک بیجا

 

نوع مطلب :جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است.

شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد،برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد،مثل یک دزد راه می رود و مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند،پچ پچ می کند!

آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند و نزد پلیس برود.

اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد؛زنش آن را جابه جا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه‌اش را دید، ولی این بار متوجه شد که او مثل یک آدم شریف راه می رود،حرف می زند و رفتار می کند…



اگر بیاموزیم

 

نوع مطلب :جامعه ،زندگی ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین



یک قانون فیزیکی میگه که:

 

نوع مطلب :زندگی ،جامعه ،

نوشته شده توسط:میر کریم حسینی نژاد نمین


هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.

گاهی به شخصی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل راه دارد!"



  • تعداد کل صفحات:7 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7